(نقل شده از روز نامه همشهری)
(نقل شده از روز نامه همشهری)
|
پيشينه صنعت توريسم
گردشگری- سيد علي موسوي قمي: چشمانداز آينده صنعت توريسم ايران بدون ايجاد زيرساخت و تدوين برنامه بلندمدت قطعاً امكانپذير نخواهد بود. جهانگردي و گردشگري از ديرباز در ايران رونق داشته و آمد و شد خاورشناسان وجود كاروانسراها، چاپارخانههاي قديمي و راههاي ارتباطي گسترده دليل اين مدعاست. در دورههاي متفاوت و در حكومتهاي مختلف از جمله هخامنشيان، سلوكيان و ... به اين مسئله بر اساس شرايط گوناگون توجه شده است. در زمان صفويه يكي از درخشانترين دوران سياحت در ايران رقم خورد كه مهمترين عوامل توسعه، امنيت، راههاي ارتباطي مناسب و تاسيسات متعدد بوده كه موجب جلب سياحان به ايران شده است. در سال1314 شمسي براي اولينبار در وزارت داخله(كشور) ادارهاي به نام «اداره جلب سياحان خارجي و تبليغات» تاسيس شد و انجام امور مربوط به جهانگردي كشور بر عهده آن اداره محول شد. در سال1319 شمسي نخستين آژانس جهانگردي ايران در تهران تاسيس شد و در سال40 نيز شوراي عالي جهانگردي مركب از 12 نفر از نمايندگان وزارتخانهها و موسسات دولتي و 3 نفر از اشخاص مطلع و كارشناس در امر گردشگري و جهانگردي به موجب تصويب هيأت وزيران وقت تشكيل شد. در سال 1357 و پس از پيروزي انقلاب اسلامي وزارت اطلاعات و جهانگردي به وزارت ارشاد ملي و سپس به وزارت ارشاد اسلامي تغيير نام داد و حوزه معاونت جهانگردي اين وزارتخانه سرپرستي امور جهانگردي كشور را به عهده گرفت. در سال 1376 با ادغام حوزه معاونت سياحتي و زيارتي و سازمان مراكز ايرانگردي و جهانگردي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان ايرانگردي و جهانگردي به وجود آمد كه تا اوايل سال 1383 فعاليت داشت. سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از ادغام دو سازمان ايرانگردي و جهانگردي و سازمان ميراث فرهنگي به وجود آمد و بعدها سازمان صنايعدستي نيز به آن اضافه شد كه هم اكنون فعاليت خود را ادامه ميدهد. بر اساس نتايج تحقيقات انجام شده، ايران سالانه حدود يك ميليارد دلار بابت مسافرتهاي اتباع خود پرداخت ميكند و به تعبيري هر خانواده ايراني كه به طور متوسط 5 عضو دارد سالانه 85 دلار از سهم توليد ملي خود را بابت رونق به بازار جهاني توريست ميپردازد بدون اينكه از اين بازار سهمي برده باشد. درآمد كشورهاي خارجي از توريست ايراني 4برابر درآمد ايران از توريست خارجي است. شايد بي دليل نباشد كه قسمتي از درآمد دو شركت بزرگ هواپيمايي بزرگ دنيا به ايران اختصاص دارد. ايرانيها بيشتر بعد از امارات به تركيه و تايلند ميروند. بر اساس آمارهاي ارائه شده در سال1330 شمسي تعداد جهانگردان بينالمللي در سطح جهان حدود 25 ميليون نفر بوده است. همين تعداد جهانگردان در فاصله 1364 تا 1374 از رشد فزايندهاي برخوردار گشتهاند به طوري كه از 329 ميليون نفر در سال64 به 567 ميليون نفر در سال 74 رسيده است و طبق پيشبينيها تا سال 1399 شمسي تعداد جهانگردان به رقمي بالغ بر يك ميليارد و 600 ميليون نفر خواهد رسيد. بر اساس آمارها معضل اشتغال در كشورهاي در حال توسعه از طريق توسعه اين صنعت قابل حل است. پس از صنعت نفت و صنايع خودروسازي در رده سوم صنايع جهان قرار گرفته است. صنعت توريسم بخشي است كه بيش از 200 ميليون نفر را در سراسر جهان شاغل كرده و تا 10 سال آينده از 300 ميليون نفر فراتر خواهد رفت. بيترديد در صنعت نفت تنها كشورهاي دارنده از آن ميتوانند استفاده كنند، اما داشتن مناطق ويژه گردشگري مانند تخت جمشيد، طاق بستان، ميدان نقش جهان و بسياري از پهنههاي تاريخي مختص ايران است كه در تمام دنيا بينظير و بيمانند است. با توجه به اينكه كشور ما از نظر درآمد جذب توريست در قياس با ديگر كشورهاي جهان در رتبه 87 قرار دارد به لحاظ جاذبههاي گردشگري يكي از كشورهاي پر جاذبه محسوب ميشود. اگر قرار باشد كه ايران به جايگاه واقعي خود در جذب گردشگر برسد و در آمارهاي جهاني جايگاهي قابل توجه يابد، ميبايد به برنامهريزي كلان و اتخاذ سياستهاي توسعهاي مبادرت كند. بسياري از مردم دنيا با فرارسيدن تعطيلات به سفر ميروند، اما مسئلهاي كه براي مسافران از اهميت ويژهاي برخوردار است، سفرهاي ارزان قيمت ميباشد. به طوري كه امروزه بيشتر مردم دنيا ترجيح ميدهند به دنبال سفرهايي باشند كه هزينه مناسب و پاييني را دارد. به همين دليل بسياري از هتلها، شركتهاي هواپيمايي و آژانسهاي مسافرتي با شروع فصل تعطيلات، نرخهايشان را كاهش ميدهند تا بدين وسيله بتوانند در رقابت با شركتهاي ديگر مشتريان بيشتري را جذب كنند. اين كار چند مزيت به همراه دارد: بديهي است كه با تكيه بر اين روش بسياري از كشورهاي جهان همه ساله برنامههايي را براي كاهش قيمتهاي خدمات مسافربري اجرا ميكنند. به عنوان مثال در كشور ايتاليا در فصل تعطيلات از هر 5 پرواز يك پرواز ارزانقيمت آماده شده است. با وجود اين براساس پيشبينيها تجارت سفرهاي هوايي همچنان سودآور خواهد بود. اين كار علاوه بر سوددهي آن نسبت به سال گذشته كه 13درصد بود صنعت توريسم وضعيت بهتري يافته است. چون شهروندان آن كشور بيش از گذشته به سفرهاي كم هزينه علاقهمند شدهاند. در اين بخش 80 درصد از خريدها مربوط به سفرهاي تفريحي است و فقط 20 درصد از بليتهاي خريداري شده را سفرهاي تجاري تشكيل ميدهد. هم اكنون طبق اعلام مسئولان گردشگري سهم ايران از بازار گردشگري جهان در حدود 08/0 درصد است. كشور ما با جمعيت 70ميليون نفري و با داشتن حدود 700 كيلومتر مرز آبي در درياي خزر و بيش از 2هزار كيلومتر در سواحل خليج فارس و درياي عمان و همچنين مالكيت بيش از 20جزيره در خليج فارس و تنگه هرمز و با قرار گرفتن آن در بين مدارات 25 تا 40درجه عرض شمالي داراي تنوع طيف وسيعي از چشماندازها و همچنين آب و هواهاي متفاوت است كه زمان نسبتاً زيادي براي ديدن آن لازم است. همچنين گسترش صنعت توريسم نيازمند برنامهريزي و گسترش فرهنگ گردشگري و جهانگردي در كشور است.از طرفي وضعيت هتلهاي كشور اصلاً قابل مقايسه با ديگر كشورها نيست ولي به لحاظ قيمت اين هتلها هيچ فرقي با همتايان خارجي ندارند، به طور مثال هتلهاي دبي در رده بهترينهاي جهان قرار دارند و اولين هتل 7ستاره كه بلندترين هتل جهان نيز هست، در اين كشور قرار دارد. اين در حالي است كه اين كشور به تازگي توانسته است در حوزه توريسم رشد قابل توجهي داشته باشد. به نحوي كه امروزه دبي داراي 272 هتل با بيش از 30 هزار اتاق، 30مركز خريد و سالانه حدود 5 ميليون نفر گردشگر خارجي است. خطوط هوايي دبي يكي از 5خط هوايي جهان است كه با داشتن بيش از 100 شركت هواپيمايي به بيش از 145مقصد مسافر ميبرد. ظرفيت فرودگاه آن نيز در حال توسعه است تا بتواند مسير تردد سالانه 60 ميليون مسافر شود. درآمد صنعت توريسم در دبي نيز نزديك به 2 ميليارد دلار است. شايد يكي از مهمترين راههاي جذب توريسم به كشور معرفي درست و مناسب جاذبههاي گردشگري كشور به دنياست. چندي پيش و به همين منظور وزارت امور خارجه ايران براي معرفي بهتر ايران به مردم ساير نقاط جهان از برخي از روزنامهنگاران روسي دعوت كرد تا به ايران سفر كنند. اين اقدام در نگاه اول معرفي درست جاذبههاي ايران را در آن كشور در پي داشته است كه بيترديد براي گسترش صنعت توريسم علاوه بر ايجاد امكانات رفاهي مناسب و تامين بسترهاي اصلي براي رفاه هرچه بيشتر گردشگران در داخل به معرفي و دادن چهرهاي مناسب از مناطق گردشگري لازم و ضروري است. ايران با داشتن شش اثر كه در سازمان يونسكو به ثبت رسيده است ميتواند به عنوان يكي از مراكز مهم جذب توريست آثار و ابنيه تاريخي باشد. وجود آثاري چون تخت جمشيد، چغازنبيل، تخت سليمان، ميدان نقش جهان، پاسارگاد و ارگ تخريب شده بم داراي ويژگي بارزي در اين حوزه است. شايد توجه به راهكارهاي زير بر پايه حقوق بينالملل بتواند ما را در توسعه صنعت فراموش شده توريسم ياري دهد: 1 - رعايت حقوق و برقراري امنيت جاني و مالي گردشگران خارجي 2 - گسترش فرهنگ جهانگردي و گردشگري در كشور 3 - بازاريابي و تبليغات براي بهبود تصوير مخدوش شده ايران در عرصه گردشگري 4 - راهاندازي سايتهاي باستانشناسي و گردشگري در كشور 5 - ارائه خدمات بانكي پيشرفته به جهانگردان 6 - تبليغات منظم و هماهنگ از سوي سازمان مربوطه و وزارت خارجه در ديگر كشورهاي دنيا 7 - تسريع در صدور رواديد براي جهانگردان 8- پذيرش كارت اعتباري بينالمللي كه تاكنون اقداماتي در اين زمينه انجام گرفته است 9- راهاندازي و تقويت شبكههاي ماهوارهاي و راديو و تلويزيوني 10 - ضرورت حضور بخش خصوصي در صنعت گردشگري كشور. |
(نقل شده از روز نامه همشهری)
|
پل دره گراند كانيون
جهانگردی- مهرداد مشايخي: هميشه قرار بود كالسكهاي كه حامل پول بانك مركزي يا ارتش آمريكاست از يك دره عميق بگذرد. و ناگهان از بالاي اين دره صخرهاي كه ديده نميشد چند تير شليك شود و چند نفر از بالاي كالسكه به زمين بخورند و بقيه كالسكه پر پول را بگذارند براي كساني كه احتمالاً يا دزد بودند و يا چند نفر هفتتير كش. درست در اين لحظه بود كه سرو كله جان وين با دستمالي دور گردن پيدا ميشد و با اعتماد به نفس خاصي از پس گرفتن پولها سخن ميگفت. هميشه هم در تمام اين فيلمهاي وسترن جان وين آدمهاي شرور را ادب ميكرد. اگرچه خود نيز گاهگاه از قانون آنان پيروي ميكرد. اين ماجراي تكراري بسياري از فيلم هاي وسترن است. فيلمهايي كه مروج تاريخي ساختگي بود و ربطي به تاريخ واقعي آمريكا نداشت. در همين دره معروف كه به دره گراند كانيون شهرت يافت فيلم هاي بسياري با اين مضمون ساخته شده است. درهاي عجيب كه ديدن آن يادآور فيلم هاي وسترن است.اما اين ماجرا تنها به فيلمهاي وسترن ختم نميشود. از آنجا كه اين دره براي بسياري از مردم آمريكا يادآور خاطرات زيادي است و آنان را به ياد بازيگراني چون جان وين، كرك داگلاس، گري كوپر و ... مياندازد، عدهاي تصميم گرفتهاند تا زمينهاي را فراهم آورند كه مردم آمريكا بتوانند اين دره عجيب و هيولايي را ببيند. آنان براي اين منظور پلي شيشهاي به شكل نعل اسب طراحي و بالاي اين دره عظيم و به ياد ماندني نصب كردهاند. نام اين پل را پل شيشهاي گراند كانيون گذاشتهاند. اين پل از مارس 2004 تا مه 2005 مراحل مختلف ساخت را طي كرده و كرويدوري هوايي براي گردشگراني است كه براي ديدن دره گراند كانيون ميآيند. براي ساخت اين بناي عظيم كه 71 اجزاي آن توسط هواپيماي بوئينگ 747 به محل مورد نظر حمل شد، طرحي منحصر به فرد پيشبيني شد. گردشگران براي ديدن دره كانيون كه عمقي بيش از 600 متر دارد بر روي اين بناي نعل اسبي قرار ميگيرند در حالي كه از شيشهاي كه بر روي آن ايستادهاند ميتوانند دره و منظره آن را ببينند. مسلماً دره گراند كانيون يادآور خاطرات بسياري نه تنها براي آمريكائيان كه بسياري از مردم جهان است. كساني كه روزگاري از ديدن تصاوير فيلمهاي وسترن لذت ميبردند. عجيب نيست اگر چند صباح ديگر گردشگران سراسر جهان براي ديدن اين دره به آمريكا سفر كنند. |
(نقل شده از روز نامه همشهری)
|
توصيههاي بهداشتی براي سفر
خانواده- همشهری آنلاین: گرچه مسافرتهای خانوادگی میتوانند مایه آرامش و تفریح باشند، در صورتی که مشکلات پزشکی غیرمنتظری در حین آنها رخ دهد، ممکن است بسیار تنشزا شوند. والدین باید در حین سفر آمادگیهای لازم برای مشکلات بهداشتی احتمالی در طراحی برنامه تعطیلات خورد بگنجانند. به رعایت این نکات در مورد ٱمادگیهای بهداشتی در سفر توجه داشته باشید: اول یک کیت بهداشتی سفر ایجاد کنید حاوی داروهایی که اعضای خانواده به طور مرتب مصرف میکنند و نیز داروهایی برای بیماریهای ناگهانی مانند گرفتگی بینی یا دانههای پوستی. در این بسته دارویی یک داروی تببر، یک داروی آنتیهیستامین،باند و یک پماد آنتیبیوتیک موضعی هم قرار دهید؛ داروی ضداسهال برای موارد اسهال مسافرتی توصیه نمیشود. والدین همچنین مشخصات خاص سفر تعطیلاتیشان هم توجه داشته باشند،مثلا اگر به نقاط آفتابی سفر میکنید، کرم ضدآفتاب با خود ببرید یا برای تسکین درد آفتابسوختگی ژل ٱلوئه ورا همراه داشته باشید. [کرم ضدآفتاب بزنید] اگر در حین سفر مدت درازی را در محیطهای سرباز و طبیعی میگذرانید، پشهبند و کرمهای دافع حشرات و داروهای تسکیندهنده آسیب ناشی از گزنه به همراه داشته باشید. در مورد موضوعات بهداشتی مورد وسیله سفر خود هم فکر کنید. مثلا اگر با هواپیما سفر میکنید، ممکن است به علت تغییر فشار هوا دچار درد گوش شوید. شیردادن به یک کودک کمسن در حین بلندشدن و فرودٱمدن هواپیما با ایجاد حالت مکیدن و فرودادن در او میتواند به تسکین درد گوش کمک کند و در کودکان بزرگتر جویدن آدامس یا بادکردن آدامس بادکنکی میتواند این درد را رفع کند. اگر کودک شما به "بیماری حرکت" (motion sickness) حساس است، او را در وسط هواپیما روی بالها ننشانید. اگر با ماشین سفر میکنید، برای جلوگیری از بیماری حرکت نگذارید کودکان در ماشین مطالعه کنند یا به پایین نگاه نکنند. اگر آنها احساس ناخوشی کردند، باید به نقطهای در جلویشان خیره شوند. هنگامی که جایی را برای اقامت در محل سفرتان رزرو میکنید، بهتر است محلی را انتخاب کنید که نزدیکترین فاصله را با یک درمانگاه اورژانس داشته باشد. شماره تلفن دکترتان را همراه داشته باشید تا در صورتی که سوال پزشکی داشته باشید، بتوانید با او تماس بگیرید. بالاخره اینکه توجه داشته باشید که مسافرت روال عادی زندگیتان را به هم میریزد، و در نتیجه ممکن است کودکان بدخلق و بهانهگیر شوند. بنابراین آرامش خود را حفظ کنید و انتظار داشته باشید که رفتارهای فرزندانتان مثل همیشه نباشد. |
(نقل شده از روز نامه همشهری)
|
غذا، بخشي از لذت سفر است
موادغذائی- مينا شهني: غذا بخشي از فرهنگ هر قوم است، غذاهاي بومي و محلي حكايتگر سليقه، ذائقه و بخشي از فرهنگ مردم سرزمينمان هستند. حتي اگر آدم شكمويي نباشيد، به هر حال خوردن غذاهاي گوناگون برايتان يك لذت بينظير است كه انكارش ناممكن مينمايد. براساس آنچه در سفرنامهها آمده يكي از جذابيتهاي سفر براي بشر از ديرباز تا كنون چشيدن طعم خوراكيهاي سرزمينهاي مختلف است. اينكه مردم كدام منطقه چه غذايي را بهتر ميپزند يا اينكه در كدام ناحيه از كشور چه غذايي از محبوبيت بيشتر برخوردار است، ميتواند زمينهاي براي شناخت روحيه مردم نواحي مختلف كشورمان باشد.مواداوليه غذاها معمولا از جمله مواد خوراكي است كه درمنطقه به راحتي در دسترس است. اگر در تعطيلات نوروز به نواحي مختلف كشور سفر ميكنيد، سعي كنيد آشنايي با خوراكيهاي مخصوص منطقه را در برنامهتان بگنجانيد. هرگز سعي نكنيد در بازگشت از سفر مقدار زيادي خوراكي بومي و محلي را براي سوغات يا نگهداري در خانه به همراه بياوريد، بهنظر ميرسد بزرگترين ضرر اين كار صرف پول و انرژي باشد، چرا كه خوراكيهاي خاص هر منطقه در همان محل بهنظر خوشمزهتر و گواراترند، هر چه خوراكيها از سرزمينشان دور ميشوند انگار مزه و حس و حالشان را از دست ميدهند. شايد هم قرار گرفتن در مناطق آب و هوايي مختلف سبب ميشود تا اشتهاي ما براي خوردن خوراكي مخصوص آن منطقه تحريك شود و ميل زيادي به خوردن خوراكيهاي بومي داشته باشيم، اما پس از ترك محل هنگامي كه به خوراكي كه از سفر آوردهايد نگاه ميكنيد شوق چنداني به خوردنش نخواهيد داشت. چند بار پيش آمده كه در سفر به استانهاي شمالي كشور كلوچه و مرباي زيادي خريده و با خود به شهرتان آورده باشيد اما در روزمرگي زندگي پس از سفر هرگز ميلي به خوردن كلوچه نداشتهايد و مربايتان هفتهها در يخچال ماندهاست. البته اين يك حكم قطعي نيست و نيازي نداريد تا براي نقض اين نظريه به حافظهتان زيادي فشار بياوريد تا بتوانيد ثابت كنيد كه هميشه هم اوضاع اينگونه نيست، پذيرفتني است كه در برخي موارد خوراكيهايي كه با خود از سفر آوردهايد با استقبال دوستان و آشنايان روبهرو شدهباشد كه اين البته ميتواند از خوششانسي شما باشد.5 منطقه از كشور بيش از ساير جاها مسافران نوروزي را پذيرايي ميكنند. استانهاي شمالي و جنوبي كشور، اصفهان، خراسان و فارس بيشترين گردشگران نوروزي را جذب ميكنند. خوردن غذاهاي بومي به هنگام سفر شايد يكي از بزرگترين لذتهاي سفر به شمار بيايد، نترسيد كه انگ شكمويي به شما بچسبد با خيال راحت تلاش كنيد تا غذايي را كه با ذائقهتان سازگار است بيابيد و لذت سفرتان را كامل كنيد. براي اينكار لازم است تا پيش از سفر چيزهايي درباره غذاهاي بومي بدانيد تا برنامهريزي سفر نوروزيتان كامل شود. گاهي هم شايد بتوان اطلاعات لازم را از روزنامهها يا مجلهها بهدست آورد، شايد بهتر باشد تا رسانهها در كنار ساير اطلاعاتي كه به مسافران نوروزي ميدهند به معرفي غذاها هم بپردازند تا به اين وسيله به بقاي آشپزي بومي كمك كنند. هر چند پهنه استانهاي جنوبي بسيار گسترده است و حتما غذاها و خوراكيهاي بسيار متنوعي دارند اما توضيح دادن درباره تمامي غذاها در يك صفحه روزنامه ناممكن است پس ما ناچاريم در هر استان به يكي- دو غذا اكتفا كنيم، اگر بيشتر مشتاق بوديد خودتان سررشته كار را به دست بگيرد و تا ته ماجرا برويد. ماهي را فراموش نكنيد اگر براي گذراندن تعطيلات نوروز به شمال يا جنوب كشور ميرويد تا آنجا كه ميتوانيد ماهي بخوريد البته سعي كنيد حتما ماهي تازه بخوريد. يكي از بهترين غذاهايي كه جنوبيها با ماهي ميپزند همان قليهماهي معروف است كه خورشتي از تركيب ماهي، سير، كمي تمرهندي و صدالبته ادويه و فلفل فراوان است.ماهي قليه را معمولاً ماهي سنگسر استفاده ميكنند هر چند كه در يكي- دو دهه اخير پاي ماهيهاي ديگر هم به قابلمه قليه باز شده اما مطمئن باشيد بهترين ماهي همان سنگسر است شايد مهمترين دليلش كله بزرگ ماهي باشد كه ميتواند به راحتي در ميان خورشت خودنمايي كند. نكته مهم اين غذا در اين نهفته است كه آشپز بايد با مهارت خاصي ماهي را با سبزي و پياز و سير تفت بدهد بهطوريكه تكههاي ماهيها له نشوند و شكل اوليهشان را حفظ كنند. يك نكته كليدي براي بهتر خوردن ماهي در استانهاي جنوبي كشور اين است كه به جاي اينكه از ابتكارات خودتان بهره ببريد به دستهاي ميزبانتان توجه كنيد.جنوبيها مهارت ويژهاي در خوردن ماهي دارند، آنقدر كه هميشه از ميهمانان غيرجنوبيشان جلوترند. بيشتر جنوبيها ماهي را با دست پاك ميكنند، شما هم بهتر است دست كار شويد و براي لذت بردن از غذا با دست خارهاي ماهي را جدا كنيد و گلويتان را در امان نگهداريد. ماهي تنوري(صبور) هيچ كس به درستي نميتواند نظر بدهد كه نام اين ماهي را با «س» بايد نوشت يا با «ص» هر چند گروهي دليل آوردهاند كه چون خوردن اين ماهي به صبر زياد نياز دارد پس بايد آن را صبور نوشت. صبور به ضم «ص» ماهياي است كه در تنور، فر يا روي منقل پخته ميشود و هيچكس تا كنون اين ماهي را به روش ديگر ماهيها در ماهيتابه سرخ نكرده، اگر كسي اين كار را كرده باشد مسلماً يك غيرجنوبي بوده كه انواع ماهي را نميشناسد. ماهي صبور را به شكل درسته در بازار ميفروشند، به عبارتي اين ماهي را هرگز تكه تكه نميكنند، فقط محتويات شكمش را با مهارت خارج كرده و ميشويند. مخلوطي از سير، پياز، سبزي ماهي و آب تمر هندي را به شكم ماهي ميمالند و آن را در تنور ميگذارند تا پخته شود، اين روزها در غيبت تنور از فر هم استفاده ميكنند، پيشتر از اين گروهي نيز صبور را در توري كباب ميگذاشتند و روي ذغال كباب ميكردند. خوردن صبور آداب ويژه دارد، معمولا براي هر نفر يك ماهي آماده ميكنند و آنرا در سيني گرد كوچكي روي سفره، مقابلش ميگذارند، صبور حتي سر سفره هم تكه تكه نميشود. آوازه سالاد شيرازي در ايران استان فارس ديدنيهاي بسياري دارد اما صرفنظر از آثار تاريخياش آنچه معمولا از اين استان در ذهن ميماند، طعم به ياد ماندني فالوده شيرازي است كه بينظير است. سالاد شيرازي هم كه آوازهاش تمام ايران را برداشته و خوردنش به يكي از لذتهاي خوراكي تبديل شدهاست، اما اگر اين سالاد را با كلم پلوي شيرازي بخوريد نورعلي نور است. كلم پلو وقتي شيرازي باشد با كلم پلوهاي معمولي قدري تفاوت خواهد داشت، كدبانوهاي شيرازي سبزي تازه را نيز به اين غذا اضافه ميكنند، سبزي را در آب برنج ميريزند اندكي بعد برنج را به آن اضافه ميكنند و پس از چلوكش كردن برنج، كلم سرخ شده را همراه سرگنجشكيهايي كه قبلا آماده شده لابه لاي پلو ميگذارند تا دم بكشد. برياني سفر به اصفهان تنها به ديدن ميدان نقش جهان و چهل ستون و منارجنبان خلاصه نميشود، نميتوانيد تمام طول سفر را هم به تماشاي پيچ و خم زاينده رود بنشينيد. وقتي چشمتان از هنر و صنايعدستي و استادان صنعتكار سير شد، در مييابيد كه سخت گرسنهايد، آن وقت ميتوانيد رد بوي خوش غذا را بگيريد و برويد تا به يك برياني فروشي برسيد.اگر ذائقهتان با گوشت سازگار است از برياني(بريوني) اصفهان نگذريد. اين غذا كه تركيبي چرب و گوشتي دارد در بسياري از مناطق اصفهان پخته و فروخته ميشود. كفگيرهاي بزرگ با دستههاي بلند حكايت از روش پخت متفاوت بريوني دارد، طول دسته اين كفگيرها به اين دليل بلند است كه به هنگام پخت غذا دست آشپز از آتش در امان بماند. براي درست كردن اين غذا گوشت چربيدار گوسفند را همراه با جگر سفيد و قلوهگاه با پياز نسبتا زياد كاملا ميپزند.بعد از پخت، در آبكش ميريزند و پس از جدا كردن استخوانها تمامي تركيب پخته شده را در چرخ گوشت مياندازند. ماده اوليه بهدست آمده را در كفگيرها ميريزند و در آتش تنور نگه ميدارند، در تمام مدت زمان پخت در تنور آشپز كفگير محتوي بريوني را در دست دارد و كمي كه پخته شد بريوني را از يك كفگير در كفگير ديگر بر ميگرداند اين كار ممكن است چند بار تكرار شود تا بالاخره بريوني آماده خوردن شود، اگر هوس كرديد اين غذا را بخوريد يادتان باشد كه نگاه كردن به سرعت عمل آشپز در برگرداندن يك كفگير روي كفگير ديگر از لذتهاي بريوني خوردن در اصفهان است. بدون دغدغه سير بخوريد در استانهاي شمالي عطر ماهي سرخ شده با برنج اعلا در هم ميآميزد و حتما مقاومت شما را براي پيگيري هر نوع رژيم در هم خواهد شكست، در اين مناطق هر چقدر دلتان ميخواهد سير ترشي بخوريد و دلي از عزا در بياوريد. ترش تره ترش تره تركيبي از سبزي و آردبرنج و تخم مرغ است كه البته سير هم به اندازه كافي در آن وجود دارد.براي درست كردن ترش تره، ابتدا سبزي را پخته و در حاليكه هنوز آب دارد، سير تفت داده شده را به آن اضافه ميكنند و در همان حال روي اجاق نگهميدارند، تخم مرغها را در تابه سرخ ميكنند و همراه با فلفل و نمك به ديگ آرد و سبزي اضافه ميكنند، پخت غذا تا زمان جا افتادن ادامه پيدا ميكند، آب نارنج، ترشي اصلي اين غذاست كه بعد از تخممرغها به ديگ ميرود. فسنجان رشتي رشتيها فسنجان را با مرغابي ميپزند، هيجانانگيز آن است كه مرغابي فسنجان را درسته پخته و سر سفره ميآورند، همين ويژگي فسنجان رسمي رشت را از ديگر فسنجانهايي كه تا حالا خوردهايد جدا ميكند. البته رب انار نيز در اين شهر از انار ترش (ترش انار) درست ميشود كه بهدليل ترشي انار، فسنجان كدبانوهاي رشتي معمولا ترش است و البته مردم آن نواحي فسنجان را ترش بيشتر ميپسندند، اگر ذائقهتان به ترشي گرايش چنداني ندارد از ميزبانتان به خاطر زحمتي كه كشيده تشكر كنيد و لب به فسنجانش نزنيد. يادتان باشد در رستورانهاي اين شهر هم فسنجان سفارش ندهيد، اما اگر ذائقه ماجراجويي داريد بخوريد و لذت ببريد.كته كباب، باقلاقاتوق، كباب ترش و ميرزا قاسمي هم كه در كنار انواع ماهي در بيشتر رستورانهاي شمال به راحتي در دسترس است. «شانديز» دلپذير مشهد مهمترين شهر زائرپذير ايران است، در طول سال ميليونها نفر به قصد زيارت راهي استان خراسان ميشوند، اما جالب است بدانيد كه در رستورانهاي «شانديز» مشهد، هيچ غذاي بومي خاصي سرو نميشود. اما به هر حال خوردن آن چلوماهيچه معروف مشهد براي زائران بخشي از لذت سفر است. خود مشهديها به شيشليك و چلوكباب مخصوص شهرشان هم علاقه زيادي دارند؛ شيشليكي كه در ديگر شهرهاي كشور از جمله كيش و تهران هم شعبه دارد و تقريبا بيشتر مسافران را بهخود ميكشاند. |
(نقل شده از روز نامه همشهری)
|
تهران: برف تا كويركمتر از دو ساعت
ايرانگردی- معصومه كريمي: تهران، جاذبههاي گردشگري گوناگوني دارد. جاذبههاي تهران، پايتخت پرهياهو و شلوغ ايران كه در تعطيلات نوروز خلوت و آرامتر و تميزتر از هر زمان ديگري است بهانه گفتوگو با هوشنگ غفارپور، مرد 43 سالهاي است كه مدتهاست در عرصه توريسم فعاليت ميكند و ضمن طراحي تورهاي مختلف و ارائه خدمات به مسافرين در قالب يك شركت مطالعاتي به تحقيق و مطالعه در اين باره نيز مشغول است. او برخلاف بسياري افراد كه به جان مديران دولتي نق ميزنند، معتقد است كه در اين حوزه با وجود مديريتهاي مختلف، فعاليتهاي خوبي صورت گرفته، اما مشكل توريسم و بيرونقي بازار توريسم ايران متوجه مسائل كلان ديگري است كه از عهده مديران اين عرصه خارج است. غفارپور معتقد است: اگر بتوانيم از امسال تا 3سال ديگر بر اين حوزه متمركز شويم و بازار هدف را جمعيت 300 ميليون نفري شيعيان و علاقهمندان به بافت مذهبي ايران قرار دهيم، شايد بتوانيم يك درصد آن يعني 3 ميليون نفر و عوايد اقتصادي حاصل از حضور آنان را پس از اين مدت از آن خود كنيم و با همين تئوري درباره گردشگري مذهبي در تهران هم با او به گفتوگو پرداختيم.جناب غفارپور! خيليها معتقدند تهران در تعطيلات نوروز ديدني است. در درجه نخست كه بهار آمده و در نگاه بعدي بهدليل تعطيلي، خلوتتر و آرامتر و از نظر آلودگي هم كمتر آلوده است.
البته قبل از اينكه وارد بحث شويم بهتر است يادآوري كنم در 2 سال اخير نوروز هم در تهران شلوغ بوده ولي با اين حال در تعطيلات اول فروردين خلوتتر است. تهران به واسطه موقعيت جغرافيايياش شرايطي ممتاز دارد اما بهدليل ذات پايتختبودن در تعطيلات ميزبان خوبي نيست، چون اكثر ادارات و مؤسسات دولتي و غير دولتي تعطيل هستند. اما اگر به همان موقعيت جغرافيايي توجه كنيم به زودي درمييابيم كه شما ميتوانيد در كمتر از دو ساعت از اسكي در پيست توچال در شماليترين نقطه تهران، به كوير در جنوبيترين نقطه تهران در جاده گرمسار برسيد. چنين موقعيت ممتازي در گردشگري اهميت فوقالعاده دارد زيرا كمتر نقاطي را سراغ داريد كه بتواند در چنين فاصله اندكي دو جذابيت آب و هوايي را به توريست عرضه كند. اين موضوع در تهران از آغاز فصل بارش تا بعد از نوروز ادامه دارد و در ديگر فصول سال چنين امتيازي نداريم.
محلههاي قديم تهران كه در روزهاي عادي بهدليل حجم وسيع ترافيك قابل دسترس نيستند در اين روزها بهتر قابل بازديد است. به ويژه در زمانهاي كه ديگر هويت محلهاي كمرنگ شده شايد اين، بازديدها بتواند جرقهاي در ذهن بازديدكننده ايجاد كند تا دوباره به هويت محلهاي بينديشد. در كنار اين، بازار تهران پتانسيل عظيمي است كه يك بازديدكننده به ويژه كسي كه در تهران زندگي نكرده ميتواند با قلب تپنده اقتصاد سنتي ما آشنا شود.شما قبلا بر توريست مذهبي بهعنوان محور اصلي گردشگري در كشور ما اصرار داشتيد.
تهران ميتواند تورهاي مذهبي را پذيرا باشد. اما اين موضوع نيازمند تعريف تورهايي است كه بايد يك متولي قدرتمند آن را طراحي و اداره كند تا مسافر يا علاقهمندي كه به تهران ميآيد بتواند به سهولت آنچه را در تهران وجود دارد و دوست دارد ببيند.
البته هر دو متولي اين بحث هستند، اما بدون تعارف بايد بگويم كه شهرداري در اين زمينه با وجود داشتن امكانات مناسب و بودجه خوب هيچ فعاليت در خور شهر تهران نكرده است. جاي خالي لوكالگايدها به شدت در اين حوزه خالي است. در شهر بايد يك مجموعهاي بتواند ضمن اطلاعرساني در مورد جاذبهها از اكوتوريسم منطقه با خبر باشد و آن را معرفي كند. ضمن آنكه چندين تور تعريف شده باشد كه الان براي تعطيلات نوروزي دير شده است. اما بايد از شهرداري و شوراي شهر تهران توضيح خواست كه چرا تا به حال چنين حوزهاي را فعال نكردهاند.
بله، موزهها مقصد مناسبي براي بازديد در تهران هستند. كاخموزه سعدآباد، موزه فرش، موزه پول، موزه رضاعباسي اما همينطور كه اسم ميبريم ميبينيم جاي تور خالي است زيرا يك بازديدكننده خودش بايد شروع كند خيابانهاي تهران را از سعدآباد و نياوران تا ميدان توپخانه و ارگ بگردد و موزهها را پيدا كند. البته به كساني كه ميخواهند به سراغ موزهها بروند اين نكته را يادآور ميشوم كه موزهداري ما در ايران خيلي جذاب نيست و با استانداردهاي جهاني موزهداري فاصله بسيار دارد. امسال كه ميگذرد، ولي دستكم بايد تلاش كنيم نظير موزه لوور در فرانسه همه موزههاي ما يكجا متمركز شود تااينگونه بازديدكننده، در سطح شهر سرگردان نشود.
اول به اين نكته توجه داشته باشيد كه عيد يك سفر لوكس است. يعني مردم در نوروز بيشتر دوست دارند با ظاهري نو و نوا شده به ديد و بازديد و سفرهاي لوكس بروند. اما اگر كسي هم بخواهد از اين دست سفرها را تجربه كند فرصت مهياست. در تهران و حاشيه تهران ميتوانيم به فرصتهاي طبيعتگردي اشاره كنيم نظير پارك ملي سرخهحصار، پارك ملي خجير، جنگل لويزان و جنگل چيتگر. باز هم تاكيد ميكنم نميخواهم طبيعتگردي نوروزي را نفي كنم ولي طبيعتگردي اصل نيست. بازديد اقوام، تفريح و زيارت محور است كه ما بايد با برنامهريزي و مديريت بتوانيم تورهاي شهري تعريف كرده و به مسافران معرفي كنيم.
واقعيت اين است كه سفرهاي ما سفرهايي است كه عمده آنها به وسيله خود مردم طراحي و ساماندهي ميشود. به عبارت ديگر بايد بگويم هيچ كدام از متوليان مستقيم گردشگري و متوليان غير مستقيم نتوانستهاند سفرهاي مردم را مديريت و جاذبههاي جديد را بهعنوان مقصد سفر به آنها معرفي كنند. اگر در نوروز شمال و نوار ساحلي آن شلوغ ميشود اين بهدليل معرفي جاذبههاي شمال به مردم نبوده بلكه مردم خود راه آنجا را ياد گرفتهاند و حضورشان سبب رونق گردشگري و سهولت دسترسي به نيازهاي سفر درآن منطقه شده است. مشكل اساسي ما اين است كه اساسا ما اگر فرض كنيم 30 ميليون مسافر در نوروز داريم و اين را به همه جا هم توزيع كنيم باز هم امكانات كافي نداريم. توصيه ميكنم اگر قصد مسافرت داريد دستكم تكراري مسافرت نكنيد. |
(نقل شده از روز نامه همشهری)
|
چهارگوشه ايران: استان يزد
ايرانگردی- همشهری آنلاين: استان یزد در مركز ایران در قلمرو سلسله جبال مركزی ایران بین عرض های جغرافیایی 29 درجه و 48 دقیقه تا 33 درجه و 30 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 52 درجه و 45 دقیقه تا 56 درجه و30 دقیقه شرقی از نصف النهار مبدأ قرار گرفته است. استان یزد از شمال و غرب به استان اصفهان از شمال شرقی به استان خراسان از جنوب غربی به استان فارس و از جنوب شرقی به استان كرمان محدود می شود. استان یزد در حدود 72156 كیلومتر مربع وسعت داشته و تقریباً 37/4 درصد از وسعت كل ایران را در بر می گیرد.
آب و هوای استان یزد به علت قرار داشتن بر روی كمربند خشك جهانی دارای زمستانهای سرد و نسبتاً مرطوب و تابستانهای گرم و طولانی و خشك است. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسكن سال 1375، جمعیت استان 750769 نفر بوده كه از این تعداد 15/75 درصد جمعیت شهری و 85/24 درصد جمعیت روستایی را تشكیل داده اند. یزد به معنی پاك و مقدس است و شهر یزد نیز به مفهوم شهر خدا و سرزمین مقدس است. به لحاظ شرایط اقلیمی استان یزد وضعیت كشاورزی در این استان مطلوب نیست و امكان بهره برداری از آب های سطحی در كشاورزی بسیار كم است. شرایط خاص مناطق حاشیه كویر نظیر میزان اندك باران حركت ماسه های روان، پدیده كویرزایی مراتع فقیر كمبود منابع تأمین آب موجب شده تا 28 درصد وسعت استان یزد فاقد بهره دهی اقتصادی باشد.
استان یزد به لحاظ زمین شناختی دارای ذخایر بسیار عظیم معدنی است. معادن مهم این استان مانند آهن چغارت، مرمر بورق، ماسه سنگ متكسانه، سرب كوتك نقشی مهم و سازنده در تحولات اقتصادی و عمرانی استان داشته است. ___________________ شهر یزد شهرستان یزد مركز استان یزد بوده و در دره ای وسیع و خشك و محصور بین رشته كوههای شیركوه و خرانق قـرار گـرفته اسـت. ایـن شهـر از شمال به شهرستان اردكان و از شرق به شهرستان بافق و از جنوب به شهرستان تفت و از غرب به استان اصفهان محدود گشته است.
این شهر از قرن پنجم رو به گسترش نهاد و اتابكان سهم به سزایی در آبادانی این شهر ایفا كردند. اكثر دانشمندان قرن هفتم و هشتم برای در امان ماندن از هجوم مغول این شهر را مركز فعالیت خود قرار دادند. این شهرستان اماكن دیدنی و جاذبه های جهانگردی متعددی دارد كه از مهم ترین آنها می توان به مسجد كبیر یزد، مسجد جامع فهرج، بقعه سید ركن الدین، مجموعه باغ دولت آباد، تكیه و مسجد امیر چخماق، آب انبار شش بادگیری، آتشكده و برج باروی قدیمی و … اشاره كرد.
خانه لاری ها - خانه عرب ها - خانه حاج كاظم رسولیان - خانه ملك التجار - مدرسه خان -مدرسه شهاب الدین قاسم طراز - باغ دولت آباد - آتش ورهرام ( بهرام )يزد.
اماكن زیارتی ومذهبی مسجد جامع كبیر - مسجد میرچخماغ - مسجد ملا اسماعیل - مسجدبندرآباد - مسجد آمنه گل - امامزاده ابوجعفر - بقعه سید خلیل- بقعه دوازده امام- بقعه شاه سید رضا - بقعه شیخ احمدفهادان - بقعه شیخ داد - مقبره شیخ زین العابدین علی خاموش - بقعه سید پنهون- امامزاده زید بن موسی كاظم - امامزاده میرحسن - بقعه زرندیان - بقعه سادات قل هو الله.
___________________ اردكان اردكان بزرگترین شهرستان استان یزد است. نام اردكان از دو واژه « ارد » به معنی مقدس و « كان » به معنی معدن تشكیل شده است. این شهرستان در مسیر جاده یزد به تهران قرار گرفته و بیش از 24 هزار كیلومتر وسعت دارد. از مراكزتاریخی وباستانی شهر میتوان به رباط ابوالقاسم رشتی، رباط خرگوش و رباط ساغند اشاره كرد . ___________________ شهر بافق شهر بافق در دوران پیش از اسلام نیز وجود داشته و جزو قلمرو هخامنشیان، اشكانیان و ساسانیان بوده است. در روزگار ساسانیان منطقه یزد، از جمله شهر بافق رو به آبادی نهاد و از جایگاه ویژه ای برخوردار گردید. بافق در روزگار عثمان بن عفان به دست مسلمانان گشوده شد. امامزاده عبدالله يكی از بنایی عالی است كه از حیث سبك و گنبد و كاشی كاری و تزئینات داخلی اثری ارزشمند محسوب می شود و در بافق قرار دارد. بدنه اتاق مرقد با كاشی های مسدس لاجوردی و با حاشیه سیاه و سفید از آثار قرن 8 و 9 هجری پوشیده شده است. سقف داخلی بنا گنبدی مقرنس كاری شده است و دیواره و گوشواره های زیر گنبد رنگ آمیزی و نقاشی شده است. كتبیه های امامزاده به خط حسین یزدی و عمل حسن ولددین جعفر استاد معمار باشی است. ___________________ شهر تفت شهرستان تفت با مساحتی حدود 7000 كیلومتر مربع در جنوب غربی استان یزد قرار دارد. در فرهنگ لغات فارسی به معنای گرم و یا به معنای سبدی چوبین كه در آن میوه جای دهند آمده است.
از اماكن تاریخی و دیدنی این شهرستان می توان به كاروانسرای علی آباد، چشمهتامهر، مسجدجامع طرزجان، مسجدشاه ولی اشاره كرد. ___________________ شهر مهريز شهرستان مهریز با 15 هزار كیلومتر وسعت در 35 كیلومتری جنوب شهر یزد قرار دارد. مهریز نام شهر مشخصی نبوده بلكه عنوان ناحیه ای است شامل مجموعه ای از روستاها كه نام قدیم آن مهریجور بوده و به مهرنگار دختر انوشیروان نسبت داده شده است. از اماكن تاریخی و دیدنی این شهرستان می توان به مسجد جامع، قلعه تاریخی سرو قدیمی منگاباد، كشته خانه، قلعه رباط سربرد و چشمهغربالبیز اشاره كرد. ___________________ شهر میبد در شمال غربی یزد و در حاشیه جاده تهران – بندرعباس قرار دارد. مساحت این شهر در حدود 845 كیلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دریا نزدیك به 1220 متر است. بر اساس افسانه ها، میبد در روزگار كیومرث بنیان نهاده شده است. میبد یكی از نمونه های نادر شهرهای باستانی ایران به شمار می رود و هنوز بسیاری از پدیده ها و عناصر شهرهای قدیم مانند راه، بناها و تشكیلات وابسته به آن، كهن دژ، شارستان، بیرونه ها را می توان در آن تشخیص داد. قدیمی ترین سند هویت تاریخی و آغاز شهرسازی در سرزمین یزد « نارین قلعه » میبد است.
از اماكن تاریخی و دینی شهر می توان از مسجد جامع، عمارت نارین قلعه، رباط شاه عباسی، برج كبوتر خان، آتشكده حسن آباد، مزرعه كلانتر، پیر خرمن و پیر مزرعه حاجی نام برد. |
(نقل شده از روز نامه همشهری)
|
چهارگوشه ايران: استان همدان
ايرانگردی- همشهری آنلاين: استان همدان با مساحتی بیش از 19 هزار كیلومتر متر مربع در غرب كشور عزیزمان ایران قرار گرفته است استان همدان از شمال به زنجان، از جنوب به لرستان، از شرق به استان مركزی و از غرب به كرمانشاه و بخشی از استان كردستان محدود می شود. همدان منطقهای كوهستانی است و كوه الوند با 3 هزار 574 متر ارتفاع از مهمترین ارتفاعات این منطقه به حساب میآید. استان همدان از نعمت رودخانه و چشمه سارهای فراوان بهره مند می باشد كه مهمترین آنها رودخانه گاماسیاب نام دارد كه یكی از بلندترین رودخانه های كشور محسوب می گردد كه از دره های جنوبی كوه الوند و سراب گاماسیاب سرچشمه گرفته و تا باتلاقهای هورالعظیم در استان خوزستان پیش میرود. استان همدان دارای زمستانهای سرد و پر برف و تابستانهای معتدل میباشد. و شهرهای بزرگ آن عبارتند از: همدان، ملایر، نهاوند، تویسركان، كبودرآهنگ، اسدآباد، بهار، سامن، سركان، قروه در جزین، لالجین و مریانج. شهر پر جاذبه و دیدنی، تاریخی و توریستی همدان قدمتی بیش از 3 هزار سال دارد و هرودت مورخ معروف یونانی مبنای این شهر را به دیااكو، نخستین شهریار ماد نسبت میدهد.
در آن زمان همدان را به نام هگمتانه(محل اجتماع) و سپس اكباتان می نامیدند. در سال 550 ق. م این شهر به دست كوروش، پادشاه هخامنشی به تصرف در آمد و در دوران هخامنشی، اسكندر، اشكانیان و ساسانیان از شهر همدان به عنوان پایتخت تابستانی استفاده می كردند. در دهه دوم هجرت و پس از فتح نهاوند، مردم استان به دین مبین اسلام تشرف پیدا كردند. همدان از نظر محصولات كشاورزی به ویژه گندم ,چغندرقند، سیب زمینی، سیر وهمچنین میوه هایی كه در باغهای دامنه الوند تولید می شود و همچنین از نظر دامپروری شهرت داشته و از نظر صنایع دستی به ویژه از نظر صنایع چرمسازی، قالیبافی و گلیم بافی و به ویژه با توجه به وجود شهر لالجین به عنوان قطب سفالسازی و سرامیك كشور محسوب می شود.
در حال حاضر استان همدان به دلیل داشتن مراكز تاریخی و دیدنی به عنوان پنجمین شهر فرهنگی و توریستی كشور شناخته شده و از نظر علمی نیز با وجود مراكز دانشگاهی بوعلی سینا، آزاد اسلامی، پیام نور و پزشكی و غیره به عنوان یكی از قطب های دانشگاهی كشور شناخته شده است. از جمله اماكن تاریخی مهم كتیبه های گنجنامه، تپه های تاریخی هگمتانه و مصلی، آرامگاههای ابن سینا و باباطاهر، گنبد علویان، برج قربان، مجسمه شیر سنگی، آرامگاه استرومردخای و غیره می توان نام برد. از مناظر بدیع و طبیعی و دیدنی نیز می توان از غار زیبای علیصدر، آبشار گنجنامه، باغهای مصفای دامنه الوند به ویژه دره عباس آباد و دره مراد بیگ,تپه عباس آباد، سد اكباتان و پارك مردم می توان سخن به میان آوررد.
از آنجا كه همدان شهر علم و ایمان بوده و به عنوان دارالمومنین شهرت دارد دارای مشاهیر و علمای بزرگی است كه از جمله می توان از آیت الله شوندی، معصومی همدانی، بهاری، نجفی، تالهی و خوانساری عندلیب زاده و از جمله علمایی كه در قید حیات هستند از حضرت آیت الله نوری همدانی، صابری همدانی و موسوی همدانی نام برد، دانشمندانی همچون ابن سینا، شاعرانی همچون باباطاهر، محتشم كاشانی، شیخ فخرالدین عراقی، میرزاده عشقی، عارف قزوینی، مفتون همدانی، غبار و غمام همدانی و مشاهیری همچون عین القضات همدانی در این شهر رشد و نمو كرده اند عالمان شهیدی همچون شهید محراب حضرت آیت الله مدنی مدتی طولانی از زندگانی خود را در این شهر سكونت داشته و یا همچون شهید مفتح وشهید قدوسی در این استان تولد یافته و رشد نمو یافتهاند. از زیارتگاههای فراوان آن می توان از امامزاده عبدالله، امامزاده كوه، امامزاده یحیی و امامزاده حسین را نام برد. از ویژگیهای این شهر زیبا نقشه شهر میباشد كه توسط مهندسان آلمانی طراحی شده و به نقشه شعاعی معروف است كه 6 خیابان اصلی بطور موازی به میدان اصلی شهر وصل شده و بلوارها بصورت رینگهای اول و دوم آنها را منقطع كرده كه در نوع خودكم نظیر است و در ابتدای هر خیابان اصلی دو گنبد نقرهای رنگ به تعداد 12 گنبد بنام هر امام معصوم(ع) تعبیه شده است كه نشانگر مذهبی بودن و شیعی بودن این شهر از دیر پا می باشد.
حیات وحش و شكارگاهها سراسر استان همدان به دلیل مرتفع و كوهستانی بودن از زیستگاههای انواع حیات وحش بزرگ و كوچك محسوب میشود كه وحوشی از قبیل : كل، بز، قوچ، میش، روباه، راسو، خرسِ قهوه ای، كبكِ معمولی و انواع دیگر پرندگان را در خود جای داده است. زیستگاههای حیات وحش استان چه در ارتفاعات و چه در جلگه و حواشی تالاب جزو مناطق حفاظت شده اند و شكار در آنها كلا ممنوع است. ___________________ شهر همدان بنای شهر همدان را به دیا آكو پادشاه ماد ها كه در حدود 700 سال قبل از میلاد مسیح زندگی می كرده نسبت میدهند. هرودت در كتابی گفته است كه پادشاه ماد این محل را كه اكباتان و هگمتانه نامیده می شد به پایتختی برگزید. گویا در كتیبه تیكلات پالاسر اول(پادشاه آشور) كه مربوط به یازده قرن قبل از میلاد است نام آنادانا یا همدانا نوشته شده است. كلمه هگمتانه كه یك كلمه ایرانی است به معنی محل اجتماع و كلمه عیلامی هل مته نه به معنی سرزمین مادها است.
شهر همدان در زمان فرمانروایی بخت النصر(بنوكد نصَّر) ویران شد و بعدها در زمان داریوش بزرگ و بدستور وی مرمت گردید. در زمان اشكانیان، كه تیسفون پایتخت كشور ایران بود همدان اقامتگاه تابستانی شاهان اشكانی گردید و بعد از آنها ساسانیان نیز قصر های تابستانی خود را در این منطقه بنا نهادند خرابه های باروی قلعه اشكانی بر فراز تپه مصلی و مجسمه شیر سنگی متعلق به یكی از دروازه های همدان از آثار دوره ساسانیان است. در سال 23 هجری قمری كه جنگ نهاوند روی داد همدان به تصرف اعراب درآمد و از آن زمان به بعد گاهی كانون آبادی و ثروت و گاهی هم درگیر غارت و چپاول و فقر و تنگدستی بوده است. همدان در زمان 319 هجری قمری و در دوران حكومت دیلمیان لطمات فراوانی دید. در قرن ششم هجری سلجوقیان مركز خود را از بغداد به این شهر منتقل كردند و مدت پنجاه سال این شهر پایتخت سلجوقیان بود. و در این زمان در حمله وحشیانه مغول ها این شهر به ویرانه ای مبدل شد.
بایدوخان مغول پس از تاج گذاری در این شهر آن را باز پیرایی و باز سازی نمود. اما این شهر همواره مورد تاخت و تاز و هجوم امرا و سلاطین بود و این بار نوبت سلسله تیموریان بود كه این شهر را ویران نمایند. در زمان سلسله صفویه این شهر از نعمت آبادانی بهره مند شد. پس از انقراض سلسله صفویه این شهر به تصرف احمد شاه عثمانی در آمد كه پس از شش سال توسط نادر شاه افشار باز پس گرفته شد. البته این شهر بعد از این هم بارها مورد تاخت و تاز و تسلط اقوام مختلف قرار گرفته تا اینكه در تاریخ 1145 هجری قمری كاملا به ایران الحاق گردید. شهر همدان به علت قرار گرفتن در مسیر راه های اصلی منطقه غرب ایران درقرن های اخیر همواره از نظر بازرگانی مورد توجه بوده است. همچنین این شهر در مسیر جاده ابریشم قرارداشته است.
مراكز دیدنی
جاذبههای طبیعی
___________________ شهرستان اسد آباد اسدآباد از دوران و روزگاران بسیار قدیم آباد بوده و احتمالا همان آدراپانا است كه ایسیدوروس خاراكسی جغرافیدان یونانی كه در حدود سده اول پیش از میلاد میزیسته از آن نام برده است. در فاصله سد فرنگی اسدآباد بنای عظیمی از دوره ساسانیان بوده است كه اعراب آن را مطبخ كسری می خواندند. به گمان عده ای زادگاه سیدجمالدین اسدآبادی این شهر می باشد. این شهر در فاصله 305 كیلومتری جنوب غربی تهران و 36 كیلومتری غرب همدان و به ارتفاع 1595 متر از سطح دریا می باشد و بر سر راه همدان به كرمانشاه در پای جنوبی گردنه اسدآباد قرار گرفته است. شهرستان اسد آباد در گستره ای به مساحت 1195 كیلومتر مربع، 1/6 درصد از وسعت استان را تشكیل می دهد. این شهرستان بر اساس تقسیمات كشوری سال 1377 دارای یك نقطه شهری و یك بخش و شش دهستان به نامهای چهار دولی، سید جمالدین، دربندرود، پیرسلیمان، جلگه و . . می باشد. شهرستان اسدآباد از شمال به شهرستان قروه در استان كرمانشاه از شمال خاوری و خاور به شهرستان بهار از جنوب خاوری به شهر تویسركان، از جنوب به شهرستان نهاوند، و از غرب به شهرستانها كرمانشاه و سنقر محدود است. پیرامون شهرستان اسدآباد را كوههای نسبتاٌ مرتفعی فرا گرفته كه بلندترین آنها كوهستان الوند غربی به ارتفاع 2939 متر و كوه المو قولاخ به ارتفاع 2946 متر است ناحیه مركزی شهرستان مزبور را دشت همواری فرا گرفته كه بوسیله رودخانه قره چای زه كشی می گردد. از نظر اقلیمی دارای آب و هوای نیمه سرد بوده میانگین بارندگی در طی دوره پنج ساله معادل 5/403 میلیمتر میباشد. متوسط درجه حرارت سالانه طی دوره همین دوره 8/10 درجه سانتیگراد بوده است. بر اساس آخرین نتایج سر شماری جمعیت این شهرستان 110077 نفر بوده است كه 6/6 درصد جمعیت استان را تشكیل داده است.
مراكز دیدنی
___________________ شهرستان بهار شهرستان بهار در شمال غرب همدان واقع شده و از شمال به شهرستان كبودر آهنگ از شرق به همدان. از جنوب به شهرستانهای همدان و تویسركان و از غرب به اسد آباد و قروه كردستان محدود میگردد. شهرستان بهار با مساحت1329 كیلو متر مربع شامل سه شهر بهار. لالجین و صالح آباد به مركزیت شهرستان بهار. 72 آبادی و 5 دهستان و دو بخش مركزی و لالجین است و بر اساس سرشماری سال 1375 دارای 127635 نفر جمعیت بوده است(38 درصد درشهرو62 درصد در روستا) بخش كشاورزی به دلیل منابع عظیم آ ب زیر زمینی حاصلخیزی خاك و هموار بودن زمین این دشت نقش عمده ای دارد. اشتغال در صنایع دستی در شهر لالجین چشمگیر است. زبان عموم مردم فارسی و تركی است و عده قلیلی نیز به لری و كردی تكلم می كنند. دین اسلام و مذهب شیعه است. مراتع بین دره ای جنوب این شهرستان از دیر باز سبب جذب بخشی از دامداران و عشایر كوچ رو از استانهای لرستان و كرمانشاهان بوده است. بررسی های باستان شناسی استقرار اقوامی را از هزاره چهارم قبل از میلاد در دوران پیش از تاریخ و دوران تاریخی بویژه مادها در محوطه های باستانی این سرزمین را نشان داده است. در متون تاریخی دوران اسلامی سخن از مركزیت بهاربه میان آمده است. در متون اوایل قرن پنجم و ششم هجری شهر بهار با نامهای. چمن. قلعه بهار. مرغزار قراتكین یاد شده است. از دوره صفویه شاهد حضور طایفه قراگوزلوها در منطقه هستیم كه اراضی بهار را بین خود به صورت اربابی تقسیم كرده بودند. يكی از مراكز ديدنی اين شهر لالجین میباشد. ___________________ شهرستان تویسركان شهر قدیمی رود آور دارای سه قصبه توی وسركان و شكان بود. این شهر پس از حمله مغول اهمیت خود را از دست دادو مردم آن به قصبه توی روی آوردند و به تدریج آنجا را آباد كردند. تویسركان فعلی كه از تركیب دو كلمه توی وسركان ساخته شده است همان قصبه توی قدیمی است. قصبه شكان در اثر زلزله خراب شد ولی سركان به فاصله 10 كیلومتری شمال عرب تویسركان هنوز پا بر جاست و اكنون یكی از شهرهای تویسركان است. البته ماخذ معتبری كه نشان دهد دقیقا“ از چه تاریخی نام توی به تویسركان تبدیل شده در دست نیست وعلت آنكه این تغییر نام را مقارن دوره صفویه می دانند آنست كه كتبی در مورد این دوره موجود است كه مولفین و مصنفین آنها شهرت تویسركانی دارند.
موقعیت جغرافیایی تویسركان شهرستان تویسركان از شمال به شهرستانهای همدان و اسد آباد و قسمت كمی هم به شهرستان بهار از مشرق به ملایر از مغرب به كنگاور واز جنوب به شهرستان نهاوند محدود می باشد. بلند ترین نقطه این شهرستان قله الوند با ارتفاع 3574 متر است كه فصل مشترك این شهرستان و شهرستان همدان است و پست ترین نقطه آن نیز روستای كارخانه با ارتفاع 1555 متر می باشد و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 1784 متر است. این شهرستان به دلیل كوهستانی یودن و مرتفع بودن دارای آب و هوای معتدل كوهستانی است و رودخانه های مهم آن قلقل رود، كرزان رود، سركان رود و همچنین سرابی هستند، كه مازاد آب آنها پس از آبیاری زمین های كشاورزی مسیر خود به رودخانه گاماسیاب می ریزد. شهرستان تویسركان با مساحت 1556 كیلو متر مربع از 3 شهر تویسركان، سركان، فرسفج و 2 بخش: مركزی و قلقل رود و 7 دهستان و 111 روستا تشكیل شده و طبق سرشماری سال 1375 دارای 118954 نفر جمعیت و تراكم نسبی 74/4 نفر در هر كیلومتر مربع است. دین و مذهب مردم آن. اسلام و شیعه جعفری است و زبان آنان فارسی است ولی تعدادی از روستاهای مجاور به استان كرمانشاه و شهرستان نهاوند و ملایر، به كردی، لری و به طور محدود به تركی نیز صحبت می كنند. مراكز دیدنی
___________________ شهرستان رزن شهرستان رزن در دشتی هموار با زمینهای حاصلخیز و مناظر طبیعی در مسیر جاده اصلی همدان به تهران و در 81 كیلو متری شمال همدان قرار گرفته است. این شهرستان با مساحتی در حدود 2729 كیلو متر مربع از سه شهر رزن. قروه درجزین و دمق و 3 بخش مركزی، سردرود و قروه در جزین و نیز 7 دهستان و 130 روستای دارای سكنه تشكیل شده است كه جمعا" دارای 123790 نفر جعمیت می باشند و اكثرا" به تركی سخن می گویند ولی زبان فارسی نیز دربین آنها رایج است. رزن در سال 1368 از بخش به شهر و از سال 1373 به شهرستان ارتقاء یافته و در آن فرمانداری مستقر شده است. این شهرستان از ناحیه شمال و شمال غربی به استان قزوین. از جنوب به شهرستان همدان. از مشرق به استان مركزی و از مغرب به شهرستان كبودر آهنگ محدود می باشد. در شمال شرقی این شهرستان رشته كوه خرقان قرار گرفته كه بلندترین نقطه آن در محدوده شهرستان رزن دارای ارتفاع 2630 متر از سطح دریاست.
مراكز دیدنی
___________________ شهرستان كبودرآهنگ كبودرآهنگ شهرستانی است با وسعت تقریبی 3816 كیلو متر مربع واقع در 52 كیلومتری شمال غربی استان همدان با مختصات 48و 43و30 طول جغرافیایی قرار دارد و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 1675 متر می باشد.
شهرستان كبودر آهنگ از طرف شمال به شهرستان خدابنده(از استان زنجان) از مغرب با بیجار و قروه(از استان كردستان) از سمت مشرق با شهرستان رزن و از جنوب با شهرستان همدان همسایه می باشد.
این شهرستان به صورت دشت وسیعی است كه بعد از همدان از نظر وسعت دومین شهرستان است و از 3 بخش به نامهای شیرین سو، مركزی و گل تپه و نیز 11 دهستان تشكیل شده است. كوههای بقاطی. قره داغ. قلی آباد ساری قیه و سوباشی از ارتفاعات عمده این شهرستان به حساب می آیند. آب وهوای این شهرستان عموما" سرد وخشك است و نسبت به آب و هوای سایر شهرستانهای استان در تابستان گرمترین نقطه ودر زمستان سرد ترین منطقه استان را به خود اختصاص داده است.
مراكز دیدنی
جاذبه های طبیعی
___________________ شهرستان ملایر تاریخ نویسان در رابطه با وجه تسمیه ملایر نظرهای مختلفی ارائه نمودهاند. از جمله اینكه درزمان مادها با روشن نمودن آتش روی تپهها وكوههای آن اخبار را به سایر مناطق میرساندند. از این رو آنجا مل آگر به معنی تپه آتش نامیده شد. روایت دیگری میگویدكه در زمان حمله اعراب به ایران هنگام عبورازاین منطقه به آب دست نیافته بودند و به همین علت آنرا ماء لا یری یعنی آب دیده نمیشود نامیدند و به همین نام معروف گردیده است و ملایر كنونی صورتی از آن عبارت میباشد. شهر ملایر از زمان های بسیار قدیم منطقهای آباد و پر جمعیت بوده است. بنای شهر فعلی ملایر با حكومت فتحعلی شاه قاجار در سال 1188 هحری قمری هم عهد می باشد. كه توسط محمد میرزا دولتشاه احداث شد و نخست به نام بانی آن دولت آباد خوانده شد و در پس آن بدنبال منقرض شدن سلسله قاجاریه به نام ملایر تغییر پیدا كرد. موقعیت جغرافیایی شهر ملایر بزرگترین شهرستان استان پس از همدان می باشد و وسعتی حدود 3210 كیلومتر مربع شامل 3 شهر ملایر، سامن و ازندریان و سه بخش مركزی، سامن و جوكار و 15 دهستان و 221 روستای دارای سكنه می باشد. شهرستان ملایر از شمال به همدان از شرق به اراك از جنوب به بروجرد واز طرف غرب به شهرهای تویسركان و نهاوند محدود شده است. ارتفاع این شهرستان از سطح دریا 1780 متر و فاصله اش از همدان و تهران به ترتیب 86 و 390 كیلومتر است. امتداد رشته كوه الوند از شمال و شمال شرق این شهرستان می گذرد و به كوههای سر بند اراك متصل می شود مرتفع ترین كوه این شهرستان قله لشكردر می باشدو كوه معروف یزد گرد با بقایای قلعه یزد گرد ساسانی در جنوب شهر قرار دارد. از دیگر ارتفاعات مهم كوه گرمه با ارتفاع 2206 متر و كوه سرده با ارتفاع 2277 متر است. مهمترین رودخانه ملایر رود خرم آباد است كه آب آن فصلی است. پوشش گیاهی شهرستان ملایر از نوع استپ كوهپایه ای است. ملایر از نظر آب و هوائی در مرز آب و هوای متعدل كوهستانی و آب و هوای نیمه بیابانی ایران قرار گرفته و خصوصیات هر دو نوع آب و هوارا دارا است و متوسط بارندگی سالیانه آن به 2/242 میلیمتر می رسد. زبان اهالی این شهرستان آمیزه ای از لری. كردی و فارسی با لهجه لری و لك می باشد و جمعیت آن بر اساس آخرین سر شماری 1375 تعداد 297062 نفر است كه اكثریت آنها در روستا زندگی می كنند و به زراعت مشغول می باشند.
مراكز دیدنی
جاذبههای طبیعی
___________________ شهرستان نهاوند طبق بررسیهای انجام شده در تپه گیان واقع در 18كیلومتری جنوب غربی نهاوند و در حدود 37 سده قبل از میلاد مسیح قومی دراین منطقه زندگی می كردندكه تمدنی شبیه تمدن بین النهرین داشت و بعدها توسط اقوام دیگر از جمله اروپایی و آسیایی از بین رفت. شهر نهاوند مقارن انقراض هخامنشیان درحمله اسكندر مورد تاخت وتاز قرار گرفت، ولی به كمك دژ و باروهای محكم در امان ماند. سلوكیان نیز به این شهر حمله كردند و پس از فتح آن مدتی در آنجا اقامت داشتند. دردوره ساسانیان، یزد گرد سوم دژ محكمی در آن بنا كرد كه تابستانها را در آن به سر می برد. در حمله اعراب به ایران سپاهیان اسلام با مقاومت سپاهیان ایران در نهاوند روبرو شدند كه درنهایت با توجه به ظلم و ستم شاهان و پذیرش اسلام از سوی ایرانیان سپاه ایران شكست خورد. بدین ترتیب، یافته های باستان شناختی و منابع مكتوب موجود تاریخی حاكی از كهن سالی این خطه از سرزمین ایران و جلوه ای ماندگار از تاریخ پر فراز و نشیب است.
موقعیت جغرافیایی شهرستان نهاوندبا وسعتی قریب به 1461 كیلومترمربع در جنوب استان همدان و در امتداد رشته كوههای زاگراس و مسیر دشت دلتایی نهاوند واقع شده است و دارای دو بخش، 7 دهستان، 7 مركز دهستان و دو شهر می باشد. شهرستان نهاوند با جمعیتی بالغ بر 184160 نفر(1375) از شمال به تویسركان. از جنوب به شهرهای الشتر و نور آباد(استان لرستان) از شرق به ملایر و بروجرد و از غرب به گنكاور و صحنه و استان كرمانشاه محدود شده است. فاصله هوایی شهر نهاوند تا تهران 313 كیلومتر بوده و ارتفاع آن از سطح دریا حدود 1660 متر می باشد. نهاوندبراساس آمارسال 1375 دارای جمعیتی معادل 65164 نفرمی باشد واز این تعداد 32744 نفرمرد و 32420 نفر زن بوده كه 14574 خانواررا تشكیل می دهند و به علت وجود رشته كوههای زاگرس در منطقه و منابع سر شار آبهای زیر زمینی دارای آب و هوای مدیترانه ای می باشد. ارتفاعات شمالی شهرستان نهاوند به موازات رشته كوههای زاگرس امتدادیافته كه كوه آرد شان با ارتفاع 2533 متر در شمال غربی شهر نهاوندوهمچنین خط الراس شمال غربیكوه گرین(گری)دربخش جنوبی این شهرستان حدطبیعی شهرستانهای نهاوند و خرم آباد را تشكیل می دهد كه بلندترین قله آن 3188 متر مشرف به سر چشمه گاماسیاب است. چشمه سارها و سرابهای كم نظیری چون سراب گاماسیاب، گیان، فارسبان، ملوسان، گنبد كبود، كنگاور كهنه، گردكانه، بنفشه و رازانه تمامی منطقه را سیراب و به یك قطب بزرگ كشاورزی بدل میسازد. مراكز دیدنی
جاذبههای طبیعی
|
|
چهارگوشه ايران: استان هرمزگان
ايرانگردی- همشهری آنلاين: استان هرمزگان با وسعت شصت و هشت هزار و چهارصد و هفتاد و پنج و هشت دهم كیلومتر مربع، در جنوب ایران واقع شده است. این استان از شمال و شمال شرقی با استان كرمان؛ از جنوب با خلیج فارس و دریای عمان از جنوب شرقی با سیستان و بلوچستان؛ و از غرب با استانهای فارس و بوشهر همسایه است. تنگه هرمز، یكی از حساسترین و حیاتیترین گذرگاههای آبی عصر حاضر، در قلمرو سیاسی این استان قرار دارد. این تنگه هلالی شكل صد و هشتاد و هفت كیلومتر طول دارد. عمق تنگه هرمز به دلیل شیب تند كف آن از قسمت شمال به جنوب متغیر است؛ به طوری كه در نزدیكی جزیره لارك، در حدود سی و شش متر و در ساحل جنوبی نزدیك شبه جزیره مسندام صد و هشتاد متر است. همچنین چهارده جزیره كوچك وبزرگ به نامهای ابوموسی، بنی فرور، تنب بزرگ وكوچك، سیری، شتور، فرور، كیش، لاوان، قشم، لارك، هرمز، هندورابی و هنگام در محدوده آبهای ساحلی این استان قرار دارند. استان هرمزگان،طبق آخرین تقسیمات كشوری،مشتمل بر هشت شهرستان،بیست و یك بخش، شصت و نه دهستان و دو هزار و چهل و شش آبادی دارای سكنه است و شهرستانهای آن عبارتند از: بندرعباس، بندر لنگه، میناب، رودان، قشم، جاسك، حاجیآباد و ابوموسی.
جغرافیای طبیعی و اقلیم استان بخش عمدهای از مساحت این استان را مناطق كوهستانی در برگرفتهاند. كوههای این منطقه ادامه رشته كوههای زاگرساند كه به تدریج از شمال شرقی به جنوب شرقی امتداد مییابند. ادامه این رشته همراه با كاهش ارتفاع، به تپه ماهورهای آهكی، گچی و شنی منتهی شده و به زمینهای پست ساحلی خلیجفارس و دریای عمان متصل میگردد. این ناحیه پست ساحلی، در اطراف تنگه هرمز وسعت بیشتری یافته، و شرایط مساعدی برای كشاورزی و صیفیكاری به وجود آورده است.با توجه به مشخصات اقلیمی و استقرار استان هرمزگان در منطقه فوق حارهای، گرمی هوا مهمترین پدیده مشهود اقلیمی آن است.استان هرمزگان از مناطق گرم و خشك ایران است و اقلیم آن تحت تأثیر آب و هوای نیمهبیابانی و بیابانی قرار دارد. هوای نوار ساحلی در تابستانها، بسیار گرم و مرطوب است و گاهی نیز دمای آن از پنجاه و دو درجه سانتیگراد تجاوز میكند. دمای متوسط سالانه این منطقه در حدود بیست و هفت درجه سانتیگراد است.
از ویژگیهای آب و هوایی استان هرمزگان، یك فصل طولانی گرم و یك فصل كوتاه خنك است. فصل گرم همراه با هوای شرجی نه ماه به درازا میكشد. فصل تابستان از اوایل اسفندماه شروع میشود؛ هوا رفته رفته رو به گرمی میرود تا این كه گرما در تیر و مرداد به اوج خود میرسد. فصل خنك آن همراه با خشكی نسبی هوا، در حدود سه ماه طول میكشد. این فصل از اوایل آذرماه شروع میشود و تحت تأثیر تودههای هوای خنك غربی قرار میگیرد. دمای هوای این استان، در سردترین شبهای سال، به ندرت به صفر درجه میرسد و در روزهای زمستانی، دمای آن معمولاً از ده درجه سانتیگراد بالای صفر پایینتر نمیآید. اصولاً آب و هوای این استان همانند آب و هوای نواحی بیابانی است و میزان بارشهای جوی آن نیز فوقالعاده اندك میباشد. در این منطقه، در حدود نه ماه از سال، بارندگی مهمی صورت نمیگیرد و قسمت عمده بارندگی آن نیز در یك یا دو نوبت به وقوع میپیوندد در همان موارد اندك هم، بارندگی آن اغلب مانند بارانهای بهاری سیلآسا است و خسارات فراوانی به بارمیآورد. میزان رطوبت نسبی در سواحل خلیجفارس عمدتاً بالا است و بین بیست تا صد درصد نوسان دارد. جغرافیای تاریخ استان جغرافیای تاریخی استان هرمزگان با تاریخ و جغرافیای خلیجفارس در هم آمیخته است. تا قرن چهارم پیش از میلاد، مدارك پراكندهای بر پایه نوشتارهای تاریخنگاری یونانی درباره خلیجفارس وجود دارد. ظاهراً در دوران بسیار كهن، اقوامی در سواحل غربی خلیجفارس و دشتهای جنوبی و غربی ایران میزیستهاند. شواهدی نیز مبنی بر پیدایش و توسعه دریانوردی در آن دوران وجود دارد. از جمله میتوان به دریانوردی بابلیان در قرن هفتم پیش از میلاد، در خلیجفارس اشاره كرد. نخستین مدرك قطعی در خصوص دریانوردی در خلیجفارس، به زمان نئار خورس یا «نئارك»، دریاسالار اسكندر مقدونی، مربوط است. اسكندر پس از فتح سرزمینهای اطراف رودخانه سند (هندوستان) ظاهراً از طریق مصب رودخانه سند و دریا، به سوی مكران و تنگه هرمز و خلیجفارس حركت كرد و در سال سیصد و بیست و شش قبل از میلاد، از دهانه رودخانه سند گذشت؛ ولی طوفان و امواج سهمگین دریا وی را مجبور به بازگشت نمود. اسكندر، دریاسالار خود به نام نئارك ( نئار خوس ) را به عنوان سرپرست ناوگان دریایی رهسپار خلیجفارس كرد. نئارك پس از عبور از سواحل مكران، به بندر هرمز یا میناب كنونی رسید. نئارك در خلیجفارس به جزیره خالی از سكنهای به نام «بارقانا»كه گفته میشود همان جزیره «هرمز» یا «لارك» یا «اوآراكنا» و یا «كیش» كنونی است،رسید. نئارك چنین گفته است كه هیچ یك از سواحل را در طول سفر دریایی خود مانند سواحل خلیجفارس آباد و مزروع ندیده است. تاریخ مكتوب بندر هرمز از زمان اردشیر بابكان آغاز میشود. مورخین شرقی و اروپایی چنین گفتهاند كه روزگار آبادانی بندر هرمز بین سالهای دویست و چهل و یك الی دویست و یازده میلادی بوده؛ ولی پس از ظهور اسلام و سقوط دولت ساسانی، به عنوان یكی از مهمترین مراكز داد و ستد شرق معروفیت پیدا كرده است. در سالهای هفتصد و پنجاه الی ششصد و شصت و یك میلادی، منطقه خلیجفارس جزو قلمرو خلافت اموی و سپس جزو قلمرو خلافت عباسی (در سالهای هزار و دویست و هشتاد و پنج الی هفتصد و پنجاه میلادی) بوده است. از اواخر قرن هشتم میلادی كه دوران شكوفایی خلافت عباسی بود، داد و ستدهای دریایی رونق بسزایی یافت. بسیاری از مورخین،این راه دریایی را با اهمیتتر از جاده معرو ف ابریشم یا شاخه مهمی از آن میدانند. ماركوپولو، جهانگرد مشهور ایتالیایی در سالهای هزار و دویست و هفتاد و دو و هزار و دویست و نود و سه میلادی از بندر هرمز دیدن كرد. وی گزارش كرده است كه جواهرات ایران، عاج و ابریشم هند و چین و مروارید بحرین در بازارهای بندر هرمز خرید و فروش میشده است. در سال هزار و سیصد میلادی سیفالدین- پادشاه بومی بندر هرمز- از ترس حمله مغولها، بندر هرمز را ترك و به جزیره هرمز (جردم) عزیمت كرد و در آنجا شهر دیگری بنا نهاد. در سال هزار و چهارصد و پنجاه و سه میلادی هنگامی كه قسطنطنیه به دست سلطان محمد فاتح سقوط كرد، ارتباط زمینی اروپاییان با آسیا گسسته شد. در سال هزار و چهارصد و نود و هفت میلادی، برای اولین بار استعمارگران غربی به فرمانروایی «واسكو دوگاما» در بنادر خلیجفارس پیاده شدند. در سال هزار و پانصد و شش میلادی پرتغالیها به عنوان محافظت از منافع پرتغال در برابر تجار مصری و ونیزی، به رهبری «آلفونسو آلبوكرك» با هفتكشتی جنگی جزیره هرمز را محاصره نمودند. بندر هرمز در این زمان،كلید تجاری خلیجفارس محسوب میشد و راوادویه از كنار همین بندر در تنگه هرمز عبور میكرد. سقوط هرمز كه از نظر تجاری و نظامی برای دولت ایران اهمیت داشت، به جدا شدن هرمز از ایران و تسلط پرتغالیها بر تنگه هرمز و وضع مالیات برای عبور كشتیها گردید.
شاه اسماعیل صفوی كه در صدد اعاده مالكیت ایران بر هرمز بود به سبب گرفتاریهای ناشی از جنگ با عثمانیان، به بیرونراندن پرتغالیها موفق نشد و پیمانی با آنان منعقد نمود كه به موجب آن پرتغالیها میبایست در لشكركشی به بحرین، شاه اسماعیل را مساعدت میكردند. با این پیمان تسلط پرتغالیها بر خلیجفارس تا مدتی تثبیت شد؛ ولی شاهعباس بزرگ با كمك قوای انگلیس، حاكمیت پرتغالیها بر خلیجفارس را پایان داد. هنلدیها در هزار و چهار هجری قمری تجارتخانهای در بندرعباس تأسیس كردند و به دنبال آن رقابت،بین هلند و انگلستان شدت گرفت. در اواخر دوره سلطنت شاه صفوی، دولت ایران به لغو معافیت گمركی واردات و صادرات هلندیها اقدام كرد. هلندیها به حصار جزیره قشم هجوم آوردند و برای جلوگیری از تجارت انگلیس، چند كشتی جنگی به تنگه هرمز و بندرعباس اعزام كردند. دولت ایران ضمن تقاضای صلح، به هلندیها اجازه داد كه در هر نقطهای از ایران به تجارت ابریشم اقدام كنند و از معافیت گمركی در واردات برخوردار شوند. در همین زمان،با تیره شدن روابط بین هلند و انگلیس در اروپا، هلندیها به كشتیهای انگلیس در جاسك حمله كردند و قشم را به دست گرفتند؛ بندرعباس را گلولهباران كردند؛ دژ مستحكمی را در نزدیكی تجارتخانه خود در بندرعباس احداث نمودند؛ برای نزدیكی بیشتر با دهانه خلیجفارس تأسیسات تجاری خود را به جزیره خارك منتقل كردند و از پرداخت اجاره بهای خارك به میرمهنا، خاكم بندر ریگ و جزیره خارك خودداری نمودند. میرمهنا در سال هزار و هفتصد و شصت و پنج میلادی به هلندیها حمله برد، دژ آنها را تسخیر كرد و آنان را از جزیره بیرون راند. بدین ترتیب هلندیها كه مركز تجاری خود را از بندرعباس برچیده بودند، عملاً از خلیجفارس خارج شدند. با تشكیل و رسمیتیافتن كمپانی هند شرقی،دولت انگلیس سیاست گسترده استعماری خود را علیه ایران به كار گرفت و در اندك مدتی بر سراسر سواحل خلیجفارس تسلط یافت.دولت انگلیس و عمال كمپانی هند شرقی با نیرنگ، از اتحاد قدرتهای محلی جلوگیری كردند و با ایجاد جنگهای منطقهای، موجبات ضعف آنها را فراهم آوردند. در این دوره، سیاست انگلیس در خلیجفارس ایجاد شیخنشینهای متعدد و كوچك بود تا از اتحاد آنها در مقابل خود جلوگیری كند. خلیجفارس بعد از جنگ جهانی اول، نه تنها به عنوان یك معبر دریایی تجاری بسیار مهم، بلكه به عنوان بزرگترین كانون نفت و منبع مهم رشد صنایع،اهمیت اقتصادی و استراتژیكی فراوانی یافت؛ به طوری كه كلیه طرفهای تجاری خارجی ایران به ویژه انگلیس با جدیت تمام تلاش كردند حضور فیزیكی خود را در خلیجفارس حفظ كنند. موقعیت استراتژیكی استان هرمزگان، در دهههای بعدی نیز توجه ویژه به این منطقه را برای دولتها و كشورهای خارجی الزامی میساخت. ____________________ بندر عباس تا قبل از قرن چهارم هجری در حوالی بندرعباس- فعلی، بندر و روستای كوچكی به نام «سورو» وجود داشت كه جغرافیا نویسان قرن چهارم هجری قمری از آن نام بردهاند. برخی معتقدند «شهرو» كه اصطخری به عنوان «دهی كوچك بر كنار دریا» از آن نام برده، همان بندر «سورو» است. این بندر در سال نهصد و بیست و چهار هجری قمری «بندر جرون» خوانده میشد و دهكدهای كوچك بود و در روبهروی سواحل شمالی جزیره پراهمیت «هورموز» آن روزگار، قرار داشت. در سال هزار و پانصد و چهارده، پرتغالیها این دهكده كوچك را برای پیادهشدن و بارگیری اجناس از خشكی انتخاب كردند. به دلیل خرچنگ زیادی كه در ساحل این بندر وجود داشت، نام آن را «بندر كامارااو» یا «كامبارائو»، یعنی بندر خرچنگ گذاشتند. نام متداول بعدی؛ یعنی «گمبرون» یا «گامبرون» به احتمال زیاد از لغت پرتغالی «گامارائو» اقتباس شده است. در سال هزار و ششصد و بیست و دو میلادی شاه عباس توانست با كمك انگلیسیها دست پرتغالیها را از این بندر كوتاه كند. به افتخار این پیروزی «بندر گمبرون» به «بندرعباس» تغییر نام داد.
تا قبل از سال هزار و ششصد و پنجاه میلادی (هزار و هفتاد هجری قمری) بندرعباس حصار نداشت؛ ولی از این زمان دور شهر را محصور كردند و بر امنیت آن افزوده شد. انگلیسیها و هلندیها در بندرعباس تجارتخانه، و در كنار دریا عمارت زیبایی بنا كردند. در این بندر لنگرگاه مناسبی وجود داشت؛ لذا اكثر كشتیهای بزرگی كه از هند برای ایران و عثمانی و سایر نقاط كالا حمل میكردند، در این بندر لنگر میانداختند. هلندیها در سال هزار و صد و ده هجری قمری (هزار و ششصد و نود و هشت میلادی) با كسب اجازه از دولت ایران، شهر تازهای با بافت و معماری ویژه، در وسط شهر بندرعباس بنا نمودند. عمارت كلاهفرهنگی در همین ایام بنا شده است. بافت و شكل ظاهری شهر جدید تا سال هزار و صد و سی و پنج هجری قمری دوام یافت. در نیمه نخست قرن هفدهم، نمایندگان كمپانی هند شرقی سعی كردند بندرعباس را به پایگاه اصلی خود در خلیجفارس تبدیل كنند؛ به همین لحاظ، مركز كمپانی هند شرقی در بندرعباس مستقر گردید. ناوهای نظامی كمپانی هند شرقی نیز در آبهای نزدیك بندرعباس پهلو گرفتند. این شركت در سال هزار و هفتصد و پنجاه و نه به علت متشنجشدن اوضاع و بمباران تأسیسات تجاری انگلیسیها در بندرعباس، مركز تجارت خود را از این بندر به بندر بصره منتقل نمود. این امر بیش از پیش، شرایط انحطاط بندرعباس را فراهم كرد. بعد از ظهور نادرشاه، بندر بوشهر مقر ناوگان ایران شد و بندرعباس و توابع آن طبق قرارداد، به سلطان مسقط به اجاره واگذار شد. درپی شورش سال هزار و هشتصد و شصت و هشت میلادی در مسقط، این امتیاز لغو شد و شهر بندرعباس و توابع آن دوباره به تصرف كامل دولت ایران درآمد. پس از پیروزی نهضت مشروطیت و تصویب قانون ایالات و ولایات، بندرعباس و توابع آن جزء محدوده ایالت فارس قرار گرفت و سپس در محدوده اختیارات حاكم كرمان درآمد. در تقسیمات فعلی كشوری شهر بندرعباس مركز استان هرمزگان است. این شهر یكی از مهمترین مراكز استراتژیكی و تجاری ایران در جوار خلیج فارس و دریای عمان است. بارانداز شهید رجایی، اسكله عظیمی است كه بخش وسیعی از مبادله كالاهای تجاری بین ایران و دیگر كشورها از طریق آن صورت میگیرد. بندرعباس از طریق راههای دریایی، راهآهن، جادههای ترانزیتی درجه یك و از طریق هوا به كلیه مناطق داخلی و دیگر كشورهای جهان مرتبط است.
جاذبه های ديدنی
____________________ بندر لنگه در جغرافی زمان هخامنشیان، از بنادر مهم و تجاری خلیجفارس اندك نام برده شده است. گمان میرود كه بندر «گوگانا» همان بندر لنگه امروزی باشد كه در دوران حكومت هخامنشیان از بنادر معتبر تجاری محسوب میشده است؛ ولی در اثر تغییر و تحولات تاریخی و عدم توجه، این بندر كمكم رو به انحطاط گذارده و از رونق آن كاسته شده است. در سال هزار و ششصد و سی و هشت «تاورنیه»- سیاح فرانسوی- طی سفر از بصره به بندر لنگه، مدت دو روز در این بندر اقامت نموده و از آن به خوبی یاد كرده است. در سال هزار و هفتصد و شصت میلادی، اعراب جواسم سواحل جنوبی خلیج فارس طی یك مهاجرت وسیع، جزیره قشم و بندر لنگه و بندرشناس را تصرف كردند. در زمان كریمخان زند (هزار و هفتصد و هفتاد و سه- هزار و هفتصد و چهل و سه میلادی) سهولت ارتباط دریایی خلیجفارس از طریق بندرلنگه، رونق تجاری قابل توجهی در بندر لنگه و بندر كنگ به وجود آورد و راه كاروان رو شیراز نیز به اهمیت بازرگانی این دو بندر افزود. اعراب جواسم به دستور كریمخان زند و بنا به سیاست نظامی او، در بندر لنگه سكونت گزیدند و در آبادی و رونق آن همچنان كوشیدند؛ به طوری كه بندر فوق از مشهورترین بنادر خلیجفارس شد و در دوران قاجار، به عروس بنادر ایران معروف گردید. تا سال هزار و هشتصد و نود و شش میلادی، اعراب جواسم بر بندر لنگه تسلط داشتند. در سال هزار و هشتصد و هشتاد و نه میلادی در بندر لنگه دفتر كنسولگری فرانسه تأسیس گردید و از همین سال، گمرك بندر لنگه و بندرعباس زیر نظر و ریاست بلژیكیها قرار گرفت. در سال هزار و هشتصد و نود و هشت میلادی یكی از افراد خانوادههای حكومتی بندر لنگه به علت ضعف حكومت مركزی، بندر لنگه و مناطق اطراف آن را تحت تصرف خود درآورد و علیرغم مخالفت دولت مركزی ایران، نمایندگانیرا جهت اداره امور بندر لنگه انتخاب نمود. در اوایل سال هزار و هشتصدو نودونه به سلطه او در بندر لنگه خاتمه داده شد. در اواخر حكومت سلسله قاجاریه، بندر لنگه روبه ویرانی گذاشت و از شروع جنگ جهانی اول تا بعد از جنگ دوم جهانی هزار و نهصدو چهلو پنج كه انواع بیماریهای واگیردار همراه با فقر و قحطی شیوع پیدا كرده بود، اكثر مردم این شهر فعالیت خود را تعطیل كرده، و به نقاط دیگر مهاجرت كردند. به همین دلیل به مرور زمان، نقاط مسكونی شهر خالی از سكنه شد و شهر فعالیت و چهره واقعی خود را از دست داد و سپس آرامآرام رونق یافت. بندر لنگه امروزی شهری نسبتاً آباد است و همچنان فعالیتهای تجاری آن روبه گسترش میباشد. این بندراز طریق جادههای درجه یك و فرودگاه، با سایر نقاط ایران ارتباط زمینی و هوایی دارد.
جاذبه های ديدنی
____________________ بندر جاسک نام این بندر كه امروز جاسك نامیده میشود، در دوران گذشته به صورتهای جاشك، چاشك، جك، رأسالجاسك و چاسك نیز ثبت شده است. در دوران بسیار قدیم بندر جاسك یكی از كانونهای معتبر آئین میترا بود. معبدی به نام آناهیتا در جاسك باقی مانده است. تهمتنبن تورانشاه ملقب به سلطان قطبالدین در سال هزارو سیصدو سی میلادی به بعد در جاسك حكومت داشته است. در سال هزار و ششصد و چهارده میلادی انگلیسیها بندر جاسك را به عنوان بندر تجاری خود در شمال خلیج فارس انتخاب كردند. اولین محموله انگلیسیها در سال هزار و ششصد و شانزده با كشتی از هند در جاسك پهلو گرفت و در سال هزار و ششصد و نوزده میلادی، تجار مذكور اولین تجارتخانه شركت هند شرقی در جاسك را تأسیس كردند. این بندر تا زمانی كه بندرعباس به تجارت انگلیسیها اختصاص داده شد، مركز تجارت و معاملات كمپانی هند شرقی با مركز ایران بود. در اواخر سال هزارو ششصد و بیست میلادی هلندیها از ورود دو كشتی كمپانی هند شرقی به بندر جاسك جلوگیری كردند. این كار كه منجر به نبرد سختی بین انگلیسیها و هلندیها در حوالی این بندر شد، به شكست و اخراج هلندیها از بندر جاسك انجامید. كشور انگلیس برای بسط نفوذ خود در سال هزار و هشتصد شصت و چهار میلادی اقدام به استحكام مواضع خود در خلیجفارس نمود. از جمله این اقدامات، ایجاد خطوط تلگراف و كابل زیر دریایی بود كه ایران و هند را از طریق گواتر- جاسك- بندرعباس مرتبط میساخت. دولت انگلیس استحكامات نظامی چندی در جاسك به وجود آورد. در سال هزار و نهصدویك میلادی خطوط تلگرافی (سیم دریایی) دیگری از بندر جاسك به مسقط (عمان) دایر شد كه مركز آن در جاسك قرار داشت. درسال هزار و نهصد و سی و دو از سوی دولت ایران عبور بدون اجازه هواپیماهای انگلیسی و هلندی كه از خاور دور به خاور میانه میآمدند، ممنوع اعلام شد؛ زیرا از بدو تأسیس خطوط هوایی، این دو كشور بدون كسب اجازه در فرودگاههای جاسك- بندرعباس- لنگه فرود میآمدند. در نتیجه این ممنوعیت، مسیر پروازهای فوق تغییر كرد. بندر جاسك امروزه از شهرهای نسبتاً آباد استان هرمزگان است كه سه طرف آن را آبهای ساحلی احاطه كرده و آن را به صورت یك شبهجزیره درآورده است. شهر از دو سوی شرق و غرب به خلیج جاسك میپیوندد و از سوی دیگر ( شمال شرقی ) ، به مناطق نظامی متصل است. این موقعیت، شكل ظاهری شهر را به حالت طولی درآورده و عرض آن را بسیار محدود كرده.
جاذبه های ديدنی
____________________ جزیره قشم مردم ایران در روزگاران پیش از قبولی دین اسلام جزیره قشم را بنوكاوان برخت ابركافان ابركاوان ولافت میگفتند ولی به تدریج این اسامی به فراموشی سپرده شد و نامهای كشم و قشم متدوال گشت. این جزیره را به خاطر طول زیاد آن جزیره « الطویله » نیز نامیدهاند در زمان شورش مغول و هرج و مرج ناشی از آن، رئیس قبیله توران در جزیره قشم سكونت اختیار كرد و به آبادانی آن پرداخت و به تورانشاه ملقب شد. پرتغالیها در سال هزار و پانصد و هفت میلادی در جزیره قشم استحكامات نظامی مهمی ایجاد كردند، و از ورود كشتیهای جنگی سایر دولتها به این جزیره جلوگیری كردند. این وضع تا زمان سلطنت شاهعباس صفوی ادامه داشت. در سال هزارو ششصد و چهل و پنج، هلندیها قوای نظامی مهمی در خلیج فارس گرد آوردند و به بهانه این كه ایران قرارهای عهدنامه تجاری خود با آن كشور را رعایت نكرده است، حصار و قلعه قشم را تصاحب كردند و نیروهای نظامی خود را در آنجا اسكان دادند؛ ولی به علت گرمای شدید هوا، بسیاری از نیروهای هلندی تلف شده، و عاقبت هلندی ها مجبور به تخلیه جزیره قشم شدند. در بین سالهای هزار و هفتصد و هجده و هزارو هفتصد و بیست میلادی اوضاع خلیج فارس رو به وخامت نهاد. حاكم عمان تعدادی از جزایر واقع در نزدیك سواحل ایران، از جمله قشم را تصرف كرد؛ ولی چندین فروند كشتی جنگی انگلیسی مهاجمان عمانی را مغلوب كردند. پس از مرگ نادرشاه در سال هزار و هفتصد و چهل و هفت میلادی، نفوذ ایران بر خلیج فارس ضعیفتر شد و طوایف عرب جواسم توانستند دامنه تجاوزات خود را گسترش داده و حوزه متصرفات خویش را تا نزدیكی سواحل ایران برسانند و در سال هزار و هفتصد و شصت، جزیره قشم را كه تا آن زمان در تصرف یك طایفه مشخص بود، تسخیر نمایند.
در سال هزار و هفتصد و شصت و سه، كریمخان زند نفوذ و اقتدار خود را در جنوب ایران مجدداً مستقر ساخت. در سال هزار و هشتصدو هشتادو دو میلادی، حكومت انگلیسی بمبئی تصمیم گرفت كه مركزی جهت توقف نیروی دریایی انگلیس در خلیج فارس ایجاد كند. برای این منظور چندین نقطه در خلیج فارس مورد بررسی قرار گرفت و بالاخره باسعیدو، واقع در جزیره قشم برای این منظور انتخاب شد. در این ایام دولت انگلیس قوای خود را در محل باسعیدو استقرار داد. چندی بعد، آنها نیز به دلیل بدی آب و هوا و نبودن امكانات زندگی مجبور به ترك باسعیدو شدند تأسیسات انگلیسیها در بندر باسعیدو هنوز هم باقی مانده است. در سال هزار و نهصد و نه میلادی، انگلیسیها مجدداً در بندر باسعیدو، انبارهایی برای سوخت كشتیها ایجاد كردند كه در جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفت پس از پایان جنگ جهانی دوم، به فعالیت انگلیسیها در این بندر خاتمه داده شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، قشم اهمیت بیشتری پیدا كرد، تا این كه پس از پایان جنگ تحمیلی، در سال هزار و سیصد و شصت و هشت شمسی به عنوان دومین بندر آزاد ایران شناخته شد و به دنبال آن در سال هزار و سیصد و شصت و نه، این عنوان به تصویب هیأت دولت رسید. در همین سال فعالیت گمركی این بندر كه یكی از فعالترین مناطق تجاری و صنعتی در خلیجفارس و دریای عمان است، آغاز شد بدین ترتیب با فعالشدن این بندر، فعالیتهای تجاری ایران با سایر کشورهای همسایه و منطقه گسترش یافت علاوه بر آن، پروژههای احداث فرودگاه بینالمللی قشم و بندرگاه آن، با ظرفیت پذیرش كشتیهای شصت هزار تنی و نیز طرح اتصال زمینی جزیره قشم به بندرعباس آغاز شد.
جاذبه های ديدنی
____________________ شهر میناب تاریخ میناب با تاریخ شهر هرمز باستانی در آمیخته است. در حال حاضر خرابههای این شهر در نزدیكی شهر میناب قرار دارد و در واقع این شهر جای آن را گرفته است. در سال سیصد و بیست و شش قبل از میلاد، اسكندر مقدونی دریاسالار خود- نئارخوس (نئارك) - را از طریق مصب سند رهسپار خلیجفارس كرد. وی پس از عبور از سواحل مكران به دهانه رودخانه «آدمیس» در نزدیكی شهر هرمز رسید و مورد استقبال اهالی شهر قرار گرفت و چندین روز در این شهر اقامت كرد. عدهای از مورخان، بنیانگذاری شهر هرمز كهنه را به اردشیر بابكان (پاپكان) ساسانی منسوب میدانند؛ در صورتی كه چندین قرن پیش از آن سپاه اسكندر در این شهر اقامت داشته است. در حدود سال هزار میلادی یكی از شیوخ عمان به نام محمد برای تصرف خلیج فارس و سواحل آن هجوم آورد و از نارضایتی اهالی هرمزنسبت به حاكم وقت استفاده كرد و بندر هرمز را تصرف كرد. پس از او، پسر وی به نام سلیمان وسپس فرزندان او حكومت شهر هرمز را به دست گرفتند در سال هزارو سیصد میلادی، جمعی از سواران مغول (نوادگان امیر تیمور گوركانی) به این شهر حمله كردند و خرابی بسیار به بارآوردند. در نتیجه امیر هرمز همراه با مردم شهر، بندر هرمز را ترك كرده و به جزیره هرمز كنونی مهاجرت نمودند و بدین ترتیب حكومت خشكی هرمز به جزیره جرون منتقل شد. در سالهای هزار و هفتصد و نودوسه تا هزارو هشتصد چهار میلادی سلطان عمان- سلطانابن احمد- با حمایت انگلیسیها، حاكمیت خود را در گواتر به ناصرخان- حاكم آن ناحیه- تحمیل كرد و نفوذ خود را در سواحل مكران گسترش داد و بدینسان سواحل دریای عمان نیز به دست وی افتاد. وی در رویارویی با ایران احتیاط میكرد؛ اما سعی كرد تا اداره بندرعباس و میناب را نیز به دست آورد. در این ایام، آغامحمدخان قاجار به دلیل درگیریهای داخلی فرصت نكرده بود تا قدرت خود را در جنوب كشور تحكیم نماید. بدین لحاظ جزائر قشم و هرمز تحت كنترل حكومت عمان قرار داشت. در سال هزار و هشتصد و پنجاه و دو با توافق دولت ایران و عمان عهدنامهای تنظیم شد كه طی آن، اراضی سواحل و جزیرههای ایران و شهر میناب مجدداً به مالكیت ایران درآمد. میناب امروزی كه تاریخ آن با قدمت تاریخی هرمز قدیمی درآمیخته است، شهری آباد و پررونق است. این شهر یكی از نواحی مستعد كشاورزی استان هرمزگان نیز هست و محصولات جالیزی، مركبات وخرمای آن بسیار معروف میباشد.
جاذبه های ديدنی
|
|
چهارگوشه ايران: استان مركزي
ايرانگردی- همشهري آنلاين: استان مركزي تقريباُ در مركز ايران قرار دارد. اين استان از شمال به استان هاي تهران و قزوين، از غرب به استان همدان، از جنوب به استانهاي لرستان و اصفهان واز شرق به استانهاي تهران، قم و اصفهان محدود است. اين استان با مساحتي معادل 29530 كيلومتر مربع حدود 82/1 درصد از مساحت كل كشور را به خود اختصاص داده است. بر اساس آخرين تقسيمات كشوري درسال 1375،استان مركزي داراي 8 شهرستان،15 بخش،19 شهر، 60 دهستان و 1394 آبادي داراي سكنه و 46 آبادي خالي از سكنه است. جغرافياي تاريخي استان باستناد منابع تاريخي، استان مركزي در هزاره اول قبل ازميلاد جزو ايالات ماد بزرگ بود كه تمام قسمت مركزي و غربي ايران را در بر مي گرفت واز كانون هاي قديم استقرار در فلات ايران به شمار مي رفته است. درزمان سلوكيان ، اين منطقه، مخصوصاُ قسمت شمالي آن (دهستان خورهه) مورد توجه حكام يوناني قرار گرفت. وجود آثار باستاني باقي مانده ازاين دوران در خورهه مؤيد اين نظر است. در زمان خسروپرويز ـ پادشاه ساساني ـ ايران به چهار بخش (كوست) تقسيم شد. اين چهار بخش عبارت بودن از: باختر (شمال)، خورآبان يا خوارآسان (مشرق)، نيمروز (جنوب) و خوربران (مغرب). اين منطقه در كوست خوربران (مغرب) كه به معني محل غروب خورشيد بود قرار داشت. در قرن اول اسلامي اين منطقه به نام ايالت جبال يا قهستان تغيير نام داد، به طوري كه جغرافيانويسان اسلامي اين قرن، از آن به عنوان بخشي از بلاد پهلويان و به نام كوهستان يا قهستان (جبال ) نام برده اند. اين منطقه درقرن دوم هجري همراه با همدان، ري و اصفهان به نام عراق عجم ناميده شد. در قرن چهارم هجري قمري شهرهاي ايالت جبال عبارت بودند از: همدان، رودآور، خورمه (خورهه)، سهرود، ابهر، سمنان، قم، قاشا، روده، پوسته، كره، بره، گربايگان (گلپايگان) و .... در اين دوره مراكز و كانونهاي درجه اول شهري نيز عبارت بودند از: ساوه ، تفرش، وره ، ساروق و گلپايگان و شهرهاي مبادلاتي درجه دوم نيز عبارت بودند از : محلات، خمين، كميجان، ميلاجرد، خنداب، اليثار، سامان، خورهه، نيمور، نراق، دليجان، جاسب، ماْمونيه ، الوير و .... بودند. دراين مراكز غله، حبوبات، زعفران، انجير ، انار، سيب، انگور، گردو، بادام ، قيسي وساير محصولات سردرختي و باغي و خشكبار و گياهان دارويي مانند ترنجبين در كنار محصولات صنايع دستي مانند : ظروف سفالي و مسي و پارچه و كرباس، گليمنه، قالي و ... توليد مي شد. درچند دهه اخير با توسعه راه آهن و احداث كارخانجات مختلف، به مرور چهره منطقه عوض شد و بعد از تقسيمات جديد كشوري و ايجاد استان تهران و مركزي، اين استان به مركزيت اراك به وجود آمد. ____________________ شهرستان اراك شهر اراك كمتر از دوقرن پيش در زمان حكومت فتحعلي شاه قاجار ايجاد شد. اين شهر ابتدا (قلعه سلطان آباد ) سپس (سلطان آباد) نام گرفت و درسال 1316 هـ .ش با عبور راه آهن سراسري از كنار آن، به اراك تغيير نام داد. اراك از آغاز ايجاد تا كنون همواره در معرض دگرگوني بوده و تحولات فراواني يافته است .در زمان فتحعلي شاه، شورش هاي متعدد اهالي فراهان، گلپايگان و چهارلنگ عليه حكومت قاجار صورت گرفت. قشون حكومتي قلعه زلف آباد كه محل تجمع مخالفين دولت بود باخاك يكسان كرد. از اين رو منطقه اي خوش آب وهوا كه مركزيت داشته باشد و دسترسي به امكانات ارتباطي و منابع آب و قنوات داشته باشد انتخاب شد.
اين نقطه كه انتهاي محل فراهان بود و سابقاُ دهي به نا (دسكره) يا (دستجرد) در آن وجود داشت، سلطان آباد نام گرفت و جمعيت هشت قلعه موجود در پيرامون به شهر جديد منتقل شدند . اين شهر تا اوايل 1270 هـ. ق نقش نظامي داشت. اولين نقطه عطف در تحولات سلطان آباد زماني آغاز شد كه دردوره حكومت ميرزا حسن خان، شهر از حالت نظامي خارج شد و بتدريج كاركرد تجاري و صنعتي يافت و قالي بافي رونق گرفت و زمينه توسعه صنعتي آن نيز فراهم شد. مقارن شروع جنگ جهاني اول و فروپاشي حكومت قاجاريه، قواي روسيه شهرهاي ساوه، سلطان آباد و مناطق اطراف را اشغال كرد. پس از خاتمه جنگ جهاني اول و تحولات سياسي كشور، سلطان آباد نيز در معرض دگرگوني هاي اين دوره قرار گرفت. اين روند در دهه هاي بعدي نيز ادامه يافت، به طوري كه امروزه شهر اراك به يكي از قطب هاي صنعتي ايران تبديل شده است.
مراكز ديدني
جاذبه هاي طبيعي
مراكز مذهبي
____________________ شهر آشتيان آشتيان در شمال شرقي اراك ودردامنه ارتفاعات كوه هاي مركزي استان واقع شده و از مناطق قديمي است. نام اين شهرستان از "ابرشتجان" به "آشتجان" و "آشتيان" تبديل شده است. طبق اظهارات مؤلف كتاب تاريخ قم ، اين شهر را " كيخسرو" آباد كرده است. برخي از جغرافي نويسان و مورخين نيز عقيده دارند كه سجاران و ابرستجان را "فيران بن ويسان" (پيران ويسه وزير افراسياب ) بنا كرده است. مردم اين شهر قبل از فتح اسلام زردشتي بوده اند و 16 آتشكده داشته كه مهم ترين آنها " آتشكده وره" بوده است.
مراكز ديدني
____________________ شهر تفرش اين شهر قبلاُ به "طبرس" و "گبرش" معروف بود وب عدها به تفرش تبديل شده است. يكي از بخشهاي آن به نام فراهان پيشينه تاريخي جالب توجهي دارد. تفرش در شمال شهرستان اراك و فراهان دردشت كاملاُ مسطح قرار گرفته و قدمتي ديرينه دارد. چنانكه زمان آتشكده آذر گشسب (يكي از سه آتشكده معروف ساسانيان ) در روستاي فردجان فراهان قرار داشته و تال ماستر در نزديك آن از مناطق سيزده گانه قباد ساساني بوده است. فراهان، زادگاه مردان نامور تاريخ ايران و شاعران معروف است كه از آن جمله اند: فخر الافضل مولاناجلال الدين جعفر فراهاني ( شاعرعارف)، ميرزا عيسي قائم مقام فراهاني (وزيرشاعر)، ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني (صدراعظم محمدشاه )، ميرزا تقي خان فراهاني (اميركبير)، اديب الممالك فراهاني (شاعر)، محمد حسين فراهاني (نويسنده و شاعر ).
مراكز ديدني
____________________ شهرستان خمين براي نخستين بار نام خمين (خميهن) در كتاب هزارساله تاريخ پيامبران و شاهان آمده است. خميهن مركب از دوكلمه "خو" و "ميهن" است كه روي هم "جايگاه خوب ياسرزمين مقدس “ معني مي دهد. مؤلف كتاب قم اعتقاد دارد كه شهربانو نامي ( دختر موبدان ) در دوران قبل از اسلام اين شهر را بنا كرده است . از تاريخ خمين در روزگارگذشته اطلاعي در دست نيست. از آثار قبل از اسلام آن ميتوان به آثار قنوات و كاريزها و آتشكده معروف خمين اشاره كرد. نام اين شهر از 200 سال پيش به مركز كمره اطلاق شده است، معروفيت خمين با نام رهبر راحل انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) ارتباط مستقيم دارد. اين شهر محل زندگي كودكي و جواني حضرت امام بوده و لذا خانه پدري ايشان به يك اثر تاريخي و مهم تبديل شده است.
مراكز ديدني
____________________ شهرستان دليجان بنا به نوشته هاي تاريخي، دليجان پيشين شهري بسيار بزرگ با چهار دورازه در چهار طرف بودكه به دروازه هاي قليان ، آتشكده، شاه ولي و كاه گندم معروف بودند. گستردگي شهر قديمي دليجان را تا نزديكي خورهه ذكر كرده اند. مجموعه نشانه ها و آثار پيدا شده تاريخي نشان ميدهد كه دليجان شهربزرگي بوده است. از جمله آثار پيدا شده مي توان به سفالها ، خمره ها و آجرهاي بسيار زيبا در جنوب دليجان، اشاره كرد. دليجان در سال 1358 به شهرستان تبديل شد.
مراكز ديدني
____________________ شهرستان ساوه ساوه يكي از شهرها و مناطق باستاني بازمانده از دوره ساساني است. تپه باستاني ساساني آسياباد(اسيرآباد) در مجاورت شهر، همچنين تپه ها و محوطه هاي تاريخي هريسان، خرم آباد، آوه و امثالهم نشانگر قدمت اين شهر مي باشد. ساوه در روزگار پارتيان با نام (سواكينه) يكي از منازل مهم ميان راهي و در سده هفتم قبل ازميلاد يكي از دژها و منازل سرزمين ماد به شمار مي رفته است .از وضعيت ساوه در روزگار پيش از اسلام اطلاع دقيقي در دست نيست، ولي از قرن دوم هجري به بعد در مورد اين شهر اطلاعات و روايات مكتوب زيادي در دست است.
ورود حضرت معصومه (ع) به ساوه درراه سفر به خراسان و بيماري ايشان در ساوه نخستين رويدادي است كه در تاريخ اوايل دوران اسلامي اين شهر ذكر شده است . رونق و آباداني شهر ساوه در روزگار سلجوقيان به اوج خود رسيد و ساوه به مركز سران قبايل متحد سلجوقي كه لقب اتابك داشتند ، تبديل شد. از اين روزگار تا دوره خوارزمشاهيان بسياري از وزراي سلجوقي و خوارزمشاهي ساوجي بودند كه هريك درزمان خود در آباداني و ايجاد بناهاي شهري آن كوشيدند. ساوه در جريان حمله مغول در قرن هفتم هجري صدمه و آسيب فراوان ديد، مغولان شهر را ويران كردند و ساكنان آن را از دم تيغ گذراندند.
در دوران جانشينان هلاكو(ايلخانان) قسمت عمده اي از خرابي هاي هجوم مغول مجدداُ بازسازي شد. ساوه در دوران تيموريان و آق قويونلو از غارت هاي متعدد و رقابت هاي ميان شاهزادگان آق قويونلو صدمه فراواني ديد. در دوران صفويه بلوكات ساوه يكي از قلمروهاي استقرار ايلات وابسته به نهاد حكومت صفويه (قزلباش و شاهسون ها) گرديد. از اين رو شهر ساوه روبه آباداني مجدد نهاد و كاروانسراها، راهها، مساجد و بناهاي متعدد احداث شد. با اين حال خرابي هاي ناشي از هجوم و حمله تيموريان، جنگ ها وكشمكش هاي زمان آق قويونلوها به تمامي بازسازي نشد. در روزگار زنديه با احداث بناي معروف چهارسو، بازرگاني رونق گرفت. در دوره قاجاريه با پايتخت شدن تهران از اهميت ساوه كاسته شد. هم اكنون ساوه يكي از شهرهاي آباد استان مركزي است. مراكز ديدني
مراكز مذهبي
____________________ شهرستان سربند (شاه زند) شازند دهي بود كه به آن "ادريس آباد" مي گفتند و هم زمان با عبور راه آهن سراسري از كنار آن، شازند نامگذاري شد . در گذشته هاي دور، در نزديكي ادريس آباد شهري به نام كرج ابودلف وجود داشته كه جزو ايالات اصفهان بوده است. اين شهر با هجوم هاي متعددو به مرور زمان تخريب و ويران گشته و آثار آن در نزديكي آستانه هنوز هم باقي مانده است. مراكز ديدني
____________________ شهرستان محلات محلات يكي از نقاط قديمي كشور است كه گويا از چهارمحله يا روستا همچون پيل پايان، ريوكان، زنجيردان، و گوشه تشكيل شده است، به همين جهت نيز در اسناد بسيار قديمي و كهن نامي از محلات آورده نشده است، ولي از نامهايي مانند انابار و سايرالبلوك سخن به ميان آمده كه منظور همين منطقه يا شهر محلات است. محلات را از آن جهت سايرالبلوك گفته اند كه برحسب نقشه آن زمان از بلوكات قم و كاشان نبوده است.به هرحال همان طوركه ازنام شهر پيداست محلات جمع محله است كه منظور همان روستاهاي مورد نظر مي باشد. در زمان صفويه مبادلات تجاري شهرستان محلات عمدتاُ با اصفهان بود و در اين دوره آلو، قالي، خوان و خوانچه نقاشي از محلات به اصفهان حمل و در كاروانسراها مبادله ميشده است. فتحعلي شاه محلات و سايرالبلوكات را در عوض مواجب دختر خود كه همسر آقاخان محلاتي بود به ايشان واگذار كرده بود. اين شهر در زمان قاجاريه پايگاه فرقه اسماعيليه بود و هنوز هم برخي از اهالي و روستاهاي جنوبي منطقه به اين كيش گرايش دارند. در زمان حكومت رضا شاه در سال1316 هجري شمسي در تقسيمات جديد ايران تغييرات صورت گرفت و ناحيه قم كه محلات نيز يكي از بخشهاي آن بود به شهرستان جداگانه تبديل شد.
مراكز ديدني
جاذبههاي طبيعي
اماكن مذهبي
|
|
چهارگوشه ايران: استان لرستان
ايرانگردی- همشهری آنلاين: استان لرستان، با وسعت حدود 28559 كیلومتر مربع در غرب ایران قرار گرفته است. این استان، ازشمال به استانهای مركزی و همدان؛ از جنوب به استان خوزستان؛ از شرق به استان اصفهان واز غرب به استانهای كرمانشاه و ایلام محدود است. اشترانكوه با چهار هزار و پنجاه متر ارتفاع بلندترین نقطه استان لرستان است. پستترین نقطه آن در جنوبیترین ناحیه استان واقع شده و حدود پانصد متر از سطح دریای آزاد ارتفاع دارد. بر اساس آخرین تقسیمات كشوری در سال هزار و سیصد و هفتاد و پنج، استان لرستان دارای نه شهرستان، ده شهر، بیست بخش، هشتاد و یك دهستان و دو هزار و هشتصد و چهل و دو آبادی دارای سكنه بوده و مركز آن شهر خرمآباد است. شهرستانهای استان عبارتند از: خرمآباد، بروجرد، الیگودرز، دورود، ازنا، كوهدشت، دلفان، سلسله و پلدختر.
جغرافیای طبیعی و اقلیم استان استان لرستان سرزمینی كوهستانی است كه به جز تعدادی دره آبرفتی و چند دشت كوچك، ناحیه هموار ندارد. این ناهمواریها كه دارای سنگهای دگرگونی است، در نتیجه مجاورت با گنبدهای خارایی (درونی) الوند و سربند (شازند) پدید آمدهاند. در ناهمواریهای اصلی استان (ارتفاعات اصلی زاگرس)، كوهها بهطور منظم از شمال غربی به سوی جنوب كشیده شدهاند. این ناهمواریها كه معمولا با درههای عمیق همراهند، اغلب فشرده، بلند و ناصاف هستند؛ در حالی كه ناهمواری پیشكوههای داخلی بهصورت تپهماهورهای گنبدی شكل و كمارتفاع خودنمایی میكنند و نقاط بلند آنها، به گنبدهای خارایی مربوطند. استان لرستان دارای آب و هوای متنوع است. در زمستان، هنگامی كه در شمال لرستان برف و كولاك و سرمای شدید جریان دارد، قسمتهای جنوبی آن از هوای مطبوع و بارانی برخوردار است. بررسیهای اقلیمی نشان میدهند، خرمآباد دارای زمستانی معتدل و تابستانی گرم است و بروجرد زمستانی سرد و تابستانی معتدل دارد. الیگودرز نیز زمستانی بسیار سرد و تابستانی معتدل دارد. جغرافیای تاریخی استان اقوام مهاجر، در هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد در كوهساران زاگرس اسكان یافتند و سرانجام، سرزمین بینالنهرین (میان دو رود) را تصرف كردند. نام طایفههایی كه در زاگرس سكونت داشتند، در آٍثار برجای مانده از سارگن پادشاه مقتدر اكد (دو هزار و بیست و هشت تا دو هزار و سی قبل از میلاد) آمده است. به استناد كتیبههای بابلی، آشوری و ایلامی، ساكنان دامنههای كوهساران زاگرس طایفههایی مانند لولوبی، مانایی، كاسی، گوتی، نایدی، آمادا و پارسوا بودهاند. تاریخنگاران، در آریایی بودن لولوبیها و ماناییها تردید دارند؛ اما شواهد تاریخی نشان میدهند، كاسیها در سال هزار و ششصد قبل از میلاد در لرستان كنونی میزیستند و حكومت آنها از شمال و شرق لرستان تا اطراف همدان توسعه داشت. این قوم، در هزاره دوم پیش از میلاد در بابل نفوذ كردند، از حمورابی شكست خوردند؛ اما عاقبت در بابل مستقر شدند و دومین سلسله شاهان بابل را تأسیس كردند. انقراض كاسیان در هزاره دوم پیش از میلاد، با یورش دولت مقتدر ایلام صورت گرفت. در نتیجه، كاسیها به زاگرس عقب نشستند و خراجگزار ایلام شدند و آنها در برابر توسعهطلبی آشوریها، در مناطق شرقی، مانند سدی مقاومت كردند. قدرت این قوم كوهنشین به حدی رسید كه شاهان سلسله هخامنشی هنگامی كه از فارس به شوش یا از بابل به اكباتان میگذشتند، هدیههایی برای ایلات كوهستانی بین راه میفرستادند تا مسیر آنها را امن نگاه دارند. در دورههای بعدی ساكنان این نواحی به طور موقت مغلوب اسكندر مقدونی شدند. در دوره ساسانیان، پشتكوه و پیشكوه را شخصی از خاندان معروف هرمزان اداره میكرد. آخرین فرمانروای این خاندان، همان هرمزان بود كه به اسارت سپاهیان عرب درآمد. عربها در سال شانزده هجری قمری پس از فتح حلوان، نواحی شمالی لرستان را گرفتند و در سال بیست و یك هجری قمری، نهاوند و قسمت جنوبی لرستان را نیز به تصرف خود درآوردند. در سال بیستودو هجری قمری، هنگامی كه «عمر» سرزمینهای گرفته شده را در میان لشكریان كوفه و بصره تقسیم میكرد، لرستان ضمیمه حوزه كوفه شد و از آن پس جزو ایالت جبال (عراق عجم) درآمد و تا میانه سده چهارم هجری، حكمران این منطقه یا از بغداد یا از كوفه تعیین میشد. در همین قرن، حسنویه كرد این منطقه را به تصرف خود درآورد.و خاندان او تا سال پانصد هجری قمری بر لرستان تسلط داشتند. مقارن استیلای مغول بر ایران، لرستان به دو قسمت لر بزرگ و لر كوچك تقسیم شد. هر یك از این دو قسمت از پیش از استیلای مغول تا مدت زمانی پس از انقراض ایلخانان، امرای نیمه مستقل داشتند. اتابكان لر بزرگ اصلاً از كردان شام بودند كه از حدود نیمه قرن ششم هجری از راه آذربایجان رهسپار ایران شدند و در حدود اشترانكوه و جلگههای شمالی آن اسكان گزیدند پایتخت اتابكان لرستان در شهر ایذج (مال امیر) بود. خرابههای فراوانی از آن دوره باقی مانده كه بیشتر آنها به دوره ساسانیان مربوط است و هنوز در این محل دیده میشوند. اتابكان لر بزرگ تا نیمه اول قرن نهم هجری حكومت كردند (پانصد – هشتصد و بیست و هفت هجری قمری) و آخرین آنها كه غیاثالدین كاووس نام داشت، به دست سلطان ابراهیمبن شاهرخ تیموری بر افتاد و سلسله او منقرض شد.اما اتابكان لر كوچك (پانصد وهشتاد- هزار وشش هـ.ق) كه چندین امیر معتبر داشتند و حكومتشان نیز طولانیتر بود، هیچ وقت اهمیت و اعتبار لر بزرگ را پیدا نكردند. اتابكان لر كوچك موقعیت خود را تا زمان صفویه حفظ كردند و حتی حكومت خود را تا غرب كوههای پشتكوه توسعه دادند. آخرین فرد این سلسله شاهوری نام داشت كه در سال هزار و شش هجری قمری به فرمان شاه عباس اول كشته شد و سلسله او نیز بر افتاد بدین گونه حكومت لرستان به حسین نامی محول شد و خاندان این والی تا اوایل روی كار آمدن سلسله قاجار، بر لرستان حكومت كردند. از آن پس حكومت پشتكوه را گاه حكام بروجرد و زمانی حكام شوشتری به عهده داشتهاند. ____________________ شهرخرم آباد این شهر تاریخ چند هزار ساله دارد و یكی از شهرهای قدیمی ایران است كه از آغاز پیدایش خود تاكنون، تمدنهای مختلف و متعددی، از جمله كاسیها، بابلیها، ایلامیها، ساسانیان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان و ... را تجربه كرده است. در پیرامون این شهر آثار متعددی از ادوار فوق باقی مانده است. خرمآباد در میان درهای قیفی شكل و پر آب جای گرفته است و قلعههای تاریخی و قدیمی آن، محلی امن و سنگری محكم برای حاكمان زمان در برابر مهاجمان و شورشیان بوده است.خرمآباد شهری است تجارتی، خدماتی و نظامی كه به عنوان مركز استان لرستان، در كنار توسعه ناموزون، موجبات جذب مهاجران شهری و روستایی را فراهم آورده است. شكل و تركیب شهر خرمآباد بیشتر تابع عوامل جغرافیایی آن است، به طوری كه فشار جمعیت، خانههای شهری را تا كمركش كوه پیش برده است. خرمآباد دارای معبر و مسیرهای قدیمی و طبیعی است.
جاذبه های ديدنی
____________________ شهر ازنا این شهر در سی و شش كیلومتری شرق شهرستان دورود و بیست و چهار كیلومتری غرب شهرستان الیگودرز واقع شده و گذشته تاریخی آن با تاریخ منطقه دورود و عجین شده است. شهر ازنا قبلاً جزو محدوده سیاسی شهرستان اراك از استان مركزی بود و در حال حاضر یكی از شهرستانهای استان لرستان به شمار میرود. این شهر با جادهای به اصفهان مرتبط است و خط لوله سرتاسری نفت از آن میگذرد.
____________________ شهر الیگودرز بررسیهای تاریخی نشان میدهند، پیش از شكلگیری شهر فعلی الیگودرز، در محل كنونی آن شهری با همین نام وجود داشته كه به علل نامعلوم از بین رفته است. مردم این دیار، مذهب شیعه قدیم (علوی) داشتهاند و خانقاه آن، مركز تعلیمات دینی قزلباشان و درویشان بوده است. شاه اسماعیل صفوی در یكی از سفرهای خود از این خانقاه دیدن كرده است. در كوهها و تپههای الیگودرز، آثاری از قبیل آجرهای مكعب مستطیل و ظروف سفالی و فلزی مربوط به قرن هفتم هجری به دست آمده است.هسته اولیه شهر الیگودرز در درجه اول در اثر رودخانهها، قناتها و چشمهها پدید آمده است. موقعیت ارتباطی از عوامل مهم دیگر در ایجاد و گسترش این شهر بوده است. به طوری كه یكی از راههای مهم اصفهان به غرب كشور از فریدن، الیگودرز، گاپله و بروجرد میگذشت. همچنین این منطقه، نواحی بختیاری را به فلات مركزی ایران (اراك، خمین، گلپایگان، خوانسار) متصل كرده است.
جاذبههای ديدنی
____________________ شهر بروجرد از پیشینه و تاریخ پیش از اسلام شهر بروجرد كه در گویش لری «وروگرد» و در لهجه محلی بروجردی «ورویرد» نامیده میشود، مدارك كافی به دست نیامده است. گروهی بروجرد را از بناهای فیروز ساسانی میدانند و عدهای دیگر آن را محل گرد آمدن دوباره سپاهیان شكست خورده یزد گرد سوم میشناسند.
در زمان حكومت قاجار، حسامالسلطنه حاكم خوزستان و لرستان، بروجرد را مقر حكومت خود قرار داد و با تعمیر قلعههای آن، خندقی دور شهر ایجاد كرد. عوامل مؤثر از قبیل آب و هوای معتدل كوهستانی، دشت حاصلخیز رسوبی سیلاخور، شبكه آبهای روان دائمی، مراتع طبیعی، موقعیت استراتژیك جغرافیایی و سیاسی و گسترش شبكه ارتباطی و تجاری باعث جذب جمعیت و توسعه آن بودهاند.
جاذبههای ديدنی
____________________ شهر پل دختر شهرستان پل دختر در قسمت جنوب غرب شهرستان خرم آباد به فاصله حدود صد كیلومتری آن واقع شده است. پلدختر، شهرستان مرزی بین استانهای لرستان و ایلام است و چهل و نه كیلومتر با شهرستان دره شهر از استان ایلام فاصله دارد. پیشینه تاریخی این منطقه نیز در چارچوب تاریخ خرمآباد قابل بررسی است. محدوده این شهرستان قبلاً از توابع بخش ملاوی خرمآباد بود و در حال حاضر به شهرستان تبدیل شده و مركز آن شهر پلدختر است. جاذبه های دیدنی
____________________ شهر دلفان دلفان (دلفو) از شهرستانهای وسیع و كوهستانی شمال استان لرستان است. با وجود دوری از راههای تجاری، نظامی و بر كنار بودن از رویدادهای مهم تاریخی، آثار باستانی (مفرغ) به دست آمده از آن، نشان میدهند كه دلفان محل سكونت كاسیهای دامدار و جنگجو بوده و در دوره هخامنشی و ساسانی، از اهمیت ویژهای برخوردار بوده است. تپه حمام از يكی جاذبههای ديدنی اين شهر است. ____________________ شهر دورود این شهركه درگذشته بینالنهرین و بحرین نامیده میشد، در محل تلاقی دو رودخانه «تیره» و «ماربره» كه به ترتیب از كوههای گرو (گری) بروجرد و اشترانكوه الیگودرز سرچشمه میگیرند، واقع شده است. هسته اولیه شهر در حقیقت روستاها با فعالیت كشاورزی بود كه به سرعت چهره روستایی آن به یك شهر صنعتی تبدیل شده است.
جاذبه های دیدنی
____________________ شهر سلسله شهرستان سلسله در چهل و سه كیلومتری شمال خرمآباد و در قسمت غرب بروجرد واقع شده است. این شهرستان قبلاً از توابع شهرستان خرمآباد بودكه بعداً به شهرستان مستقلی تبدیل شد. مركز شهرستان سلسله، شهر كوهستانی الشتر است كه محل كونت طوایف حسنوند، كولیوند، یوسفوند و هنام و بسطام میباشد. جاذبههای ديدنی
____________________ شهر کوهدشت تحقیق و جستجوی باستانشاسان در كانونهای «سرخدم لری همیان» و «سرطراحان» نشانگر این مطلب است که كوهدشت از مراكز شهر نشینی دوران قدیم می باشد. كشف معبد آشوری بیانگر آن است كه مردمانی قبل از هزاره اول پیش از میلاد در این نواحی میزیستند و آیینهای دینی خود را به جای میآوردند. حمدالله مستوفی درتاریخ گزیده، از كوهدشت و طراحان نام برده كه قرنها قبل از ورود عربها از بین رفته بودند. جاذبههای ديدنی
جاذبههای طبیعی
|
|
چهارگوشه ايران: استان کهگیلویه و بویر احمد
ايرانگردی- همشهری آنلاين: استان کهگیلویه و بویراحمد سرزمینی کوهستانی و تقریبا مرتفع می باشد که کوه های زاکرس با رشته های موازی، سراسر شمال و شرق و کوههای سیاه و سفید، خومی خائیز و نیل جنوب شرقی آن را در برگرفته اند. بلندترین نقطه استان قله دنا با ارتفاع 4409 متر و پست ترین ناحیه آن لیشتر به ارتفاع 500 متر از سطح دریا می باشد.
رودخانه های مارون، بشار، زهره، خرسان و نازمکان از این استان عبور می کنند. و ارتفاعات آن، سرچشمه تعدادی از رودخانه ها است. چهار پنجم مساحت منطقه از ارتفاعات و تپه ماهورها تشکیل شده است. در مناطق سردسیر، ارتفاعات بلندتر و تپه ماهورها بیشتر و در مناطق گرمسیر ارتفاعات کوتاه تر و تپه ماهورها نیز کمتر است. دشت ها نیز حدود یک پنجم از مساحت استان را تشکیل می دهند و معمولا عمده اراضی کشاورزی در دشت ها واقع گردیده است. با توجه به شرایط جغرافیایی استان، هرچه در امتداد اصلی کوه های زاگرس از شمال شرقی به جنوب غربی نزدیکتر شویم، از ارتفاع کوه ها و مقدار بارندگی و رطوبت هوا به طور محسوسی کم می گردد. این وضعیت طبیعی، مشخصات اقلیمی دوگانه ای را پدید آورده و استان را به دو ناحیه سردسیری و گرمسیری تقسیم نموده است. شهر یاسوج در دهانه انبری صخره های زاگرس بزرگ و بر دامنه دنای همیشه سفید پر برف، در لابلای جنگلهای تنومند و سرسبز بلوط و بن و کیکم شهر یاسوج قرار گرفته است. این شهر که نامِ محلی آن یاسیج و مرکز استان کهگیلویه و بویر احمد است و در سال 1344 احداث گردیده و قبل از ایجاد شهر یاسوج در حدود شش کیلومتری جنوب شرقی آن شهرک قدیمیِ تل خسرو، قرار داشته که زمانی مرکز طوایف باستانیِ بازرنگان بوده است و سابقه تاریخی آن متجاوز از دو هزار سال می باشد.
مراكزتاریخی وباستانی 1. تل خسروی جاذبه های طبیعی 1. کوه آب نهر اماكن زیارتی ومذهبی • امام زاده حسن __________________ شهرستان دوگنبدان این شهرستان در جنوب باختری استان کهگیلویه و بویر احمد واقع گردیده و 683/4 کیلومتر مربع مساحت دارد و مرکز این شهرستان دوگنبدان می باشد. شهرستان گچساران متشکل از دو شهر به نامهای دوگنبدان و باشت است. و از دو بخش به نامهای مرکزی و باشت و نیز 6 دهستان تشکیل یافته است.
• دوگور دوپا جاذبه های طبیعی 1. كوه هامی اماكن زیارتی ومذهبی • امامزاده بی بی حکیمه ____________________
شهرستان کهگیلویه از شمال به شهرستانهای باغ ملک، ایذه و لردگان، از جنوب به گچساران، از غرب به بهبهان و رامهرمز و از شرق به بویراحمد سردسیر منتهی می گردد. این شهرستان دارای دونوع آب و هوای کاملا متفاوت در نواحی سردسیر و گرمسیر بوده و نیز محلی برای قشلاق ایلات منطقه می باشد. بطور مثال در فصل تابستان هنگامی که درجه حرارت در مناطق جنوبی به حد اکثر خود می رسد، در ارتفاعات شمالی آن هوا همچنین سرد می باشد. عمده ترین منابع آبی منطقه کهگیلویه شامل رودخانه چرام است که از کوههای شمال و شرق چرام سرچشمه گرفته و به رودخانه نازمکان می ریزد و رودخانه مارون که بعد از عبور از میان سوق و لنده از آخرین نقطه شهرستان بنام تنگ تکاب گذشته و به سمت بهبهان جریان یافته و بنام رود جراحی به خلیج فارس می ریزد. ارتفاعات مهم این شهرستان شامل کوههای سیاه غارون (کارون)، نیل، چست خوار و دیل می باشند. بر اساس تقسیمات کشوری سال 1373 شهرستان کهگیلویه از سه شهر شامل: دهدشت ( مرکز شهر )، چرام و لنده و پنج بخش و 18 دهستان با مساحت 079/6 کیلومتر مربع تشکیل شده است. مراكزتاریخی وباستانی 1. قبر شاهپور جاذبه های طبیعی 1. کوه اشکر اماكن زیارتی ومذهبی • امام زاده پنجه خل |
(نقل شده از روز نامه همشهری)
|
آشنايي با باغ چشمه علي (دامغان)
ايرانگردی- چشمه علي در بين کوهها و تپه خاکيهاي شمالي آبده و در دره با صفايي در حوزه دهستان رودبار چهارده کلاته، واقع در 35 کيلومتري شهر دامغان در دوره قاجار (فتحعليشاه) با ساخت عمارتهايي زيبا در باغ به عنوان تفرجگاه تابستاني مورد استفاده قرار ميگرفت.
اين باغ شامل مجموعههايي چون: مسجد و حمام (جبهه غربي درياچه و نزديک به عمارت فتحعليشاهي)، باغ، استخر، کوشک فتحعليشاهي و ... ميباشد. بناهاي موجود در باغ شامل عمارت قراول خانه با بنايي خشتي و ديگري نشيمنگاه شاهان قاجار که در دو طبقه (آجري) و داراي ايوان محصور است كه منظر بسيار عالي از درياچه و باغهاي اطراف دارد.
اين عمارت بر روي شالوده سنگي و در داخل يک درياچه طبيعي قرار گرفته، که به دوره فتحعليشاه قاجار مربوط ميشود.
در اطراف درياچه چشمههاي زيادي است که از آنها آب خارج مي شود و همين چشمه، آب شهر دامغان را تامين ميکند.
با توجه به شواهد تاريخي در گذشته به دليل وجود چندين مجراي آب در اين باغ به آن عالي بولاغ يا هزارچشمه ميگفتند.
که اين چشمه به خاطر فشار بسيار قدرتمند آب زيرزميني همواره حتي در فصول خشکسالي جريان داشته است. |
(نقل شده از روز نامه همشهری)
|
آشنایی با باغ عباسآباد (بهشهر)
ايرانگردی- اين باغ در 9 كيلومتري جنوب شرقي شهر بهشهر واقع در استان مازندران در ميان جنگلهاي كوه جهان مورا، در پيرامون درياچه طبيعي به دستور شاه عباس اول به صورت پلكاني و مطبق در 3 سطح احداث شد
مجموعه مذكور در قسمت جنوب به روستاي فرادست ييلاقي هزار جريب، در قسمت شرقي به جاده روستاهاي پاسند - هزار جريب، در غرب به اراضي كشاورزي و در قسمت شمال به روستاي علي تپه محدود ميگردد. راه دسترسي به مجموعه مذكور از طريق جاده آسفالتهاي است كه از جاده اصلي بهشهر - گرگان منشعب شده و بعد از عبور از روستاي التپه به محوطه مذكور منتهي ميگردد.
مجموعه مذكور شامل سد، بناي مركز مخزن سد، حمام، باغ، محوطه گلباغ (ايستگاه توزيع آب)، محور آبرساني به طول 600 متر، دو برج آجري به فاصله 186 متري از باغ و همچنين با فاصله 156 متري از يكديگر ميباشد كه احتمالاً به سال 1020 تا 1021 هـ . ق احداث گرديده است،
واحد صنعتي (آسياب آبي)، محل احتمالي كاخ پادشاهان صفوي و مراكز پخت سفال و آجر و همچنين واحدهاي مسكوني بخش خدمه،
جادههاي سنگفرش ورودي به مجموعه و جادههاي سنگفرش از محل باغ به كاخ و از محل باغ به محل آسياب ميباشد.
درياچه اين مجموعه با وسعتي بالغ بر 10 هكتار با عمارتي در مركز آن، كه در زمان آبگيري درياچه عمارت با ارتفاعي بالغ بر 18 متر به زير آب ميرود و فقط سقف آن همراه با درختچههايي نمايان است. |
(نقل شده از روز نامه همشهری)
|
آشنايي با باغ سعدآباد
ايرانگردی- باغ سعدآباد با مساحتي در حدود يكصد هكتار، واقع در استان تهران در دامنههاي جنوبي البرز قرار گرفته، كه از سمت شرق با گلابدره، از سمت غرب با ولنجك و از جنوب با تجريش همسايگي دارد.
در سال 1299 خورشيدي، پهلوي اول ابتدا 8 هزار متر از اراضي سعدآباد در محدوده كنار رودخانه دربند (كه در آن در حال حاضر عمارت بجاي مانده از مادرشاه سابق واقع گرديده) را تملك كرد. پس از آن تپه عليخان والي كه امروز كاخ احمد شاهي بر روي آن واقع است را نيز به محدوده پيش افزود و سپس كاخ سبز (شهوند) را در سال 1301 خورشيدي در آنجا بنا نمود.
سعدآباد بعد از آن با الحاق محلههايي چون شاهمحله، ترشمحله، باغمحله، جعفرآباد، قاسم آباد وسعتي تازه يافت و به محل اقامتگاه تابستاني پهلوي اول اختصاص يافت و در طول ساليان، كاخها و كوشكهايي در آن احداث گرديد.
در باغ سعدآباد به جز رودخانه دربند كه از شمال به باغ وارد ميشود و از گذشته نيز در محدوده باغ وجود داشته و به عنوان يكي از منابع تأمين آب مورد نياز فضاي سبز مطرح بوده، 12 قنات در دوره پهلوي دوم احداث گرديد كه در حال حاضر بسياري از آنها غير فعال و يا نيمه فعالاند.
پوششهاي متنوع گياهي باغ شامل: چنار، كاج، نارون، اقاقيا، گردو، بادام، ارغوان، ماگنوليا، تبريزي، بيد مجنون، توري، نوئل و... ميباشد.
بسياري از گونههاي گياهي نادر و غير بومي هستند كه از خارج كشور به ايران آورده شده و يا از سوي سران ساير كشورها اهدا گشتهاند.
نظم گياهي باغ سعدآباد از نظام هندسي خاصي پيروي نميكند و بيشتر تابع شكل و شيب زمين و مسيرهاي آب است و در عين حال تاثير باغ سازي اروپايي نيز در آن نمايان است.
سطح اصلي باغ با چمن پوشانيده شده كه درگذشته در باغايراني كمتر مورد استفاده بوده است.
ازجمله بناهاي سعدآباد ميتوان به كاخ شهوند، كاخ سبز، كاخ احمد شاهي، كاخ سفيد( موزه ملت)، موزه هنرهاي زيبا (ساختمان وزارت دربار)، موزه نظامي، موزه مردمشناسي (كاخ شمس)، كاخ بهمن، موزه بهزاد، موزه آبكار و موزه فرشچيان، گنجينه خط و كتابت ميرعماد، موزه دفينه، موزه ظروف، كاخ موزه عبرت، موزه تاريخ طبيعي و... اشاره كرد.
|
(نقل شده از روز نامه همشهری)
|
آشنايي با باغ نياوران
ايرانگردی- باغ نياوران در يكي از شماليترين نقاط شهر تهران و در دامنه رشته كوههاي البرز واقع شده است.
محوطه محصور اين مجموعه به وسعت 122350 متر مربع يا حدوداً 2/12 هكتار ميباشد كه سه كاخ صاحبقرانيه، احمد شاهي و نياوران به همراه تعدادي از بناها و فضاهاي خدماتي، رفاهي را در ميان دارد. فتحعلي شاه قاجار براي فرار از گرماي تهران و نيز تفريحات تابستاني دستور داد تا در منطقهاي خوش آب و هوا در شمال و خارج از تهران، باغي بسيار زيبا آماده كنند. او نيزارهاي اطراف روستاي «گردهوي» يا «كردويه» را به اين امر اختصاص داد. اين ده و منطقه، يكي از قديميترين نقاط اطراف شهر تهران بود. فتحعليشاه و محمدشاه هريك منزلگاهي ييلاقي در اين مكان ساخته بودند و ناصرالدينشاه با تخريب آن، خود قصر نياوران را ساخت.
ناصرالدين شاه قاجار كه در سال 1264 قمري به سلطنت رسيد در سال 1267 ق. دستور داد حاج عليخان حاجبالدوله (اعتمادالسلطنه) عمارت بزرگي را در باغ نياوران بنا گذارد. اين ساختمان در 2 طبقه ساخته شد. چون به دشتي بزرگ اشراف داشت كه شهر را ميشد ديد آن را «جهاننماي نياوران» ناميد. بعدها در كنار كاخ جهاننما عمارتهاي ديگري ساخته شد.
بطوري كه دكتر فووريه در خاطرات خود به حدود 50 عمارت مختلف اشاره ميكند كه هر يك، به يك يا چند تن از زنان ناصرالدين شاه اختصاص داشت. در سال 1293 ق. ناصرالدين شاه به مناسبت سيامين سالگرد سلطنت خود سكهاي ضرب كرد كه بر آن نوشته شده بود: ناصرالدينشاه غازي خرد صاحبقران. از اين تاريخ به بعد بود كه رسماً لقب سلطان صاحبقران را در تمام مكاتبات اداري و خصوصي خود بهكار ميبرد. در همين سال جهاننماي نياوران را نيز صاحبقرانيه ناميد.
بنابر برخي نقلقولها، كاخ مذكور را احمدشاه قاجار براي همسر گرجي خود بنا نموده بود، اما بعدها عمارت مذكور در دوران پهلوي اول جهت اقامت وليعهد و همسر نخستين وي سامان يافته و از آن هنگام در مقاطعي از زمان توسط اين خاندان مورد استفاده قرار گرفته است. در دوره كوتاهي كاخ احمد شاهي به صورت دفتر كار محمدرضا پهلوي عملكردي اداري يافت و سپس با انجام آخرين تغييرات معماري داخلي در دوران حكومت پهلوي در آن، به عنوان اقامتگاه اصلي وليعهد وي مجدداً به بهره برداري رسيد و تا سال 1357 خورشيدي، محل اقامت و دفتر وي محسوب گرديده است.
آخرين كاخي كه تاريخچه آن مطرح ميشود كاخ نياوران در ضلع شمال شرقي مجموعه است. اين كاخ توسط مهندس محسن فروغي طراحي گرديده است. در ابتدا اين كاخ را بعنوان محلي براي پذيرايي و اقامت رؤساي كشورها و ميهمانان عاليرتبه دربار طراحي و آماده نموده بودند، اما در حين عمليات اجرايي با انجام تغييرات در كاربري، به محل سكونت پهلوي دوم و خانواده وي براي ايام مختلف سال به غير از فصل تابستان اختصاصيافت. اين كاخ نهايتاً از سال 1346 خورشيدي مورد بهرهبرداري پهلوي دوم و خانواده او در ايران قرار گرفت و تا سال 1357 نيز محل سكونت آنها محسوب گرديدهاست.
تنوع گونههاي مختلف گياهي، از ويژگيهاي بارز مجموعه فرهنگي - تاريخي نياوران محسوب ميشود، تعدادي گونهگياهي غير بومي نيز در مجموعه موجود است كه به تدريج با شرايط محيطي منطقه سازگاري يافته و زيبايي خاصي به مجموعه بخشيدهاند. مهمترين گونه گياهي مجموعه چنار (Platanus orientalis) است كه سازگاري خوبي از خود در منطقه نشان داده است و تقريباً معادل 8 از پوشش سبز محوطه را به خود اختصاص داده است.
عمده آسيبهاي جدي طي تغييراتي كه منجر به ساخت كاخ جديد نياوران و نيز پارك نياوران در دهه 40 خورشيدي گرديد، به باغ وارد شد. طي اين مدت بسياري از درختان عرصه شمالي و جنوبي باغ در شمال و جنوب كاخ صاحبقرانيه براي ساخت كاخ جديد و پارك قطع گرديد و چهره باغ بهكلي تغيير كرد. |
(نقل شده از روز نامه همشهری)
|
آشنايي با باغ فردوس
ايرانگردی- باغ و عمارت ييلاقي فردوس در اراضي محمديه با دو عمارت در شمال و جنوب به دستور محمد شاه قاجار (1264-1250) ساخته شد که عمارت شمالي به کلي ويران و عمارت جنوبي فعلا پا برجاست.
اين باغ به شماره 1876 مورخ 11/5/76 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است. تاربخ بناي باغ فردوس به دوران محمدشاه که سومين پادشاه قاجار بود ميرسد. پايه اين باغ و عمارت ييلاقي را حاجي ميرزا آقاسي، صدراعظم محمدشاه ريخته است. عمارت باغ فردوس در قسمت شمالي باغ ساخته شده است و از ابتدا به صورت کاخ و محل اقامت اعيان، تزئين شده است. مساحت باغ20 هزار متر مربع و طولش در حدود 280 متر و مساحت عمارت 1000 متر مربع، شامل سه طبقه و نيم، به عرض 26 متر و به طول تقريبا 34 متر است. شيب زمين آن از شمال غربي به جنوب شرقي است و تندي اين شيب به حدي است كه كف طبقه اول بنا با قسمت جنوبي باغ و سقف آن با قسمت شمالي باغ هم سطح است. بعد از فوت محمدشاه در سال 1264 هـ . ق، ناصرالدينشاه اراضي اطراف اين باغ را از مالکان خريد و به باغ افزود و پس از اينکه دختر خود را به معيرالممالک، پسر نظامالممالک، داد اين باغ را به عنوان هديه ازدواج به او بخشيد و از او خواست ساختمان عمارت جنوبي را تمام کند. معيرالممالک که خود معمار بود پس از خرج مبالغي هنگفت ساختمان را به اتمام رساند و مراسم عروسي را در همين باغ برگزار کرد.
پس از فوت نظامالدوله، اين باغ و ساختمان به پسرش دوستعلي خان معيرالممالک، رسيد. دوستعلي خان به باغ و ساختمان آن اهميتي نميداد و هر وقت به ييلاق ميآمد، نزديک مظهر قنات زير چنارها براي خود خيمه و خرگاهي بر پا ميکرد. در نتيجه به دليل عدم مراقبت و رسيدگي اين ساختمان رو به خرابي گذاشت. او سنگهاي مرمر بنا را از جا کند و در نماي عمارت اميريه (مدرسه نظام فعلي) به کار برد. حاجي ميرزا حسين پسر حاجي ميرزا خليل، تاجر شيرازي كه در سراي امير حجره داشت باغ فردوس را از دوستعلي خان معيرالممالک خريد و دست به تعميرات آن زد. پس از او ميرزا حسين تهراني در سال 1308 هـ . ق مالك باغ شد. در حدود سال 1318 هـ . ق در زمان مظفرالدينشاه، ميرزا اسماعيل خان امينالملك، برادر امينالسلطان اتابك، آنجا را خريداري كرد. در حدود سال 1329هـ . ق براي سومين بار اين باغ رو به خرابي گذاشت. محمد وليخان سپهسالار تنكابني (خلعتبري) آن را از ورّاث امينالملك به مبلغ 18هزار تومان خريد.
تجارتخانه طومانيانس كه از محمد وليخان سپهسالار مبلغي طلبكار بود براي وصول طلب خود به عدليه مراجعه كرد. مراجع امر هم پس از رسيدگي، باغ و عمارت را در مقابل طلب به طومانيانس دادند. پس از چندي دولت وقت در مقابل وجهي كه از طومانيانس طلبكار بود باغ را ضبط كرد و اراضي آن را متري 2 تومان و 3 تومان به كارمندان وزارتخانهها فروخت كه قيمت آن را پنج ساله به اقساط بپردازند. قسمتي كه باغ فردوس كنوني است در سال 1316 هـ .ش. به دستور علي اصغر حكمت، وزير معارف، خريداري شد و عمارت آن مرمت گرديد و دبيرستان شاپور تجريش در آنجا داير شد.
در دوران پهلوي دوم، اين بنا به دفتر برنامهريزي جشنهاي ۲۵۰۰ ساله اختصاص يافت و پس از پيروزي انقلاب اسلامي در اختيار صدا و سيما و بعد از آن زير نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به مركز اسلامي آموزش فيلمسازي تبديل و سپس با هماهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، بنياد سينمايي فارابي، سازمان ميراث فرهنگي کشور و شهرداري تهران براي محل دائمي «موزه سينما» در نظر گرفته شد و موزه سينما در ۲۸ شهريور ۱۳۸۱ با حضور رئيسجمهور وقت، رسماً افتتاح شد. |
(نقل شده از روز نامه همشهری)
|
آشنايي با باغ دولتآباد
ايرانگردی- محمدتقي خان، حكمران و والي يزد، باني ساخت بناها و آباديهاي بسيار، كه يكي از مهمترين اقداماتش، ساخت قنات و باغ دولت آباد بود.
اين باغ در سال 1160 هـ . ق با وسعتي در حدود 5/6 هکتار بنا گرديده و به شماره 774 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است. باغ دولت آباد، به باغ بيروني و باغ اندروني تفكيك شده و پلان باغ به صورت تقاطع دو خط عمودي و افقي بوده که در تقاطع محورهاي اصلي، بناهايي چون سردر ورودي، ميدان جلوخان، عمارت طهراني، بهشت آئين، تالار آيينه (ديوانخانه)، آب انبار، دژ نگهباني، اصطبلها، حرمسرا، ساختمان هشت و ابنيه خدماتي قرار گرفتهاند. قنات تاريخي دولتآباد با قدمتي بيش از 200 سال، از احداث پنج رشته قنات تشکيل شده و از ارتفاعات مهريز سرچشمه گرفته و پس از مشروب نمودن بخشي از اراضي مهريز و به کار انداختن چند آسياب آبي و پس از طي بيش از 50 کيلومتر به يزد رسيده و آباديهاي چند در اطراف يزد، از جمله باغ دولت آباد را آبياري ميکند.
در زمان حال، قناتها به كل خشك شدهاند و اكنون چند چاه عميق كه به وسيله پمپهاي عظيم برقي كار ميكنند، آب باغ را تأمين ميكنند. پس از درگذشت محمد تقيخان، ديگر آب قنات به شهر نرسيد و در بيرون به مصرف كشت و زرع ميرسيد كه تا امروز نيز چنين است. در اين دوره، اكثر كرتها زير كشت درختان ميوه بودند.
چند اصله درخت توت و در ساير كرتها، نارنجستان، انارستان و تاكستان ايجاد شدند. به گفته مرحوم پيرنيا كه از اهالي اطراف، تاريخ شفاهي معماري ايران را گردآوري ميكرد، گلهاي رز باغ دولتآباد آنقدر زياد بود كه گلابگيري آنها 2 ماه طول ميكشيد. در دوران پهلوي ساخت و ساز حومه شهري پيرامون باغ را فرا گرفت و به تدريج، باغ دولت آباد در مركز شهر قرار گرفت، درختهاي اصلي باغ، دو رديف كاج و يك رديف سرو، در دو طرف محور اصلي كاشته شدند، و مجدداً دو كرت اصلي بصورت متقارن در دوطرف آب نماي بزرگ باغ زيركشت رفتند.
اين 6 رديف كاج و سرو تا به امروز حجم انبوه فضاي سبز باغ را تشكيل ميدهند. در چهار خياباني كه از محورهاي اصلي به وجود ميآمده است، درختهاي بيد مجنون و ارغوان بر مهتابي بزرگ سايه ميافكند كه اطراف آن از ياس زرد، نسترن و بوتههاي گل پر بوده است. همچنين بر بالاي مهتابي ديگري كه در كنار حوض عمارت سردر قرار دارد، داربستي از گل نسترن وجود داشته است.
پوشش گياهي باغ در حال حاضر چند اصله درخت توت 100 ساله و كاجها و سروهاي دو طرف محور اصلي ميباشند که در حال خشك شدن هستند. |
(نقل شده از روز نامه همشهری)
|
آشنايي با باغ گلشن طبس
ايرانگردی- اين باغ در شهر کويري شمال شرقي استان يزد و در بستر شهري و در انتهاي شرقي خيابان گلشن طبس و بوسيله ميرحسن خان، سومين حاكم طبس، از سلسله خوانيني که به وسيله نادرشاه به حکومت طبس منصوب شدند، احداث گرديد.
اين باغ با عمارتي در دو طبقه و زيرزمين كوچك، در يك نخلستان(2000 نفر خرما) با ابعادي در حدود 266 متر در 260 متر بنا شده و به شماره 1310 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است. سردر ورودي باغ با نمايي از اندود گچ سفيد، رو به ميدان و سوي ديگر رو به باغ، با ايواني دو ستونه و تزيينات آجري نقشدار ساخته شده است.
اين باغ داراي دو خيابان اصلي متقاطع بوده و در مركز آن حوضي است با ابعاد 85/25*5/7 متر و سه فواره، كه محوطه باغ را به چهار مربع بزرگ تقسيم ميكند.
كه هر كدام از اين مربعها با گذرگاههاي كوچكي به چهار كرت تقسيم شده، كه در داخل آنها 2500 اصله مركبات (درختان نارنج و...) و انار (500 اصله) كاشته شده است.
اين باغ بر روي امتداد جريان آب چشمههاي سرد و گرم كه به جانب طبس ميآيد شكل گرفته، آب از انتهاي مجموعه وارد باغ شده و پس از آبياري كرتها و حركت در جويها و فوارهها از زير هشتي ساختمان سردر ميگذرد و به شهر ميرود. |
(نقل شده از روز نامه همشهری)
|
آشنايي با باغ فرمانيه
ايرانگردی- باغ فرمانيه در استان تهران، در شمال دهکده رستمآباد و در جنوب باغ پر اهميت کامرانيه قرار داشته است
و قديميترين مالک آن محمد ولي خان آصفالسلطنه است که در سال 1326 هـ . ق تمامي باغ همراه با سهم خود از قناتها و ساير متعلقات را به عبدالحسين ميرزا فرمانفرما واگذار کرد. بعد از او اين مجموعه به پسر ارشدش نصرتالدوله رسيد، او مدتي وزير خارجه و مدتي وزير ماليه بود و تا سال 1316 که دستگير و سپس در سال 1317 هـ . ش که کشته شد اين باغ در اختيار خانواده او بود و در همان سال به سفارت ايتاليا فروخته شد. اين باغ بر اساس نظم هندسي، بر اساس محور اصلي از شمال به جنوب به دو بخش تقسيم ميشد. در امتداد اين محور آب از حوض اصلي به حوضهاي کوچکتر متصل ميشد. در انتهاي اين محور استخر بزرگي وجود دارد که در قديم به صورت مخزن آب براي آبياري باغ از آن بهرهبرداري ميشده است.
بناي اصلي يا بناي بيروني داراي حوضخانه هشت ضلعي، با طاق گنبدي و تويزههاي تزييني و گچبري شده در شماليترين قسمت باغ، واقع شده است. در بخش غربي باغ بناهاي اندروني و دو حياط وجود دارد که دورتادور اين محدوده با ديوار محصور و از بخش بيروني کاملا مجزا ميگردد. |
(نقل شده از روز نامه همشهری)